2025/5/21 ساعت 9:10 AM توسط جوجو | 

ادم استرسی ای نیسم ولی بابت یه مشکلی نگران شدم

واقعا زیاد هم نگران شدم و نمیدونم چیکار بکنم براش

داشتم فک میکردم چقد از این نگرانی ها اومدن و رفتن و من دم ب تله ندادم

صرفا تو دل خودم نگرانی رو خفه کردم و خوب یا بد تموم شده رفته!!!

خدایی گناه دارم

یا شاید بهتره بگم خدایی ادم گوی ای هستم و لهجه دارم

2025/5/21 ساعت 12:1 AM توسط جوجو | 

من دو خط کپشن مینویسم توش سه چهار تا اشتباه تایپی دارم.
دیگه شما حساب کن تو زندگیم چقدر ریدم😂

+++++++++++++++++++

بیروننمم
اگر برسم خونه یه متن بلند بالا از وضعیت فعلی زندگیم مینویسم بماند ب یادگار

2025/5/20 ساعت 8:7 PM توسط جوجو | 

همه ما از بدبختی های کشورمون و پسرفت ها خبر داریم ولی بزارید چنتا پیشرفت بگم.

اول خانم ها: راحت میتونند بگن پریودم!!! خیلی فرهنگ جا افتاده تری هست در محیط کار حرفه ای اگر ادم های خشک مذهب نباشن . درکشون میکنند و یه چیز بسیار منطقی و انسانیه .. تابوی این چیزا هنوز در جامعه هست ولی در خیلی از شغل هایی که افرادش دو کلاس سواد دارنو تابو شکسته شده

دوم: اقایون وقتی میخان به یه خانم پیشنهاد بدن ... کمتر اون خانم رو مورد تیکه و متلک خودشون قرار میدن

تعداد کسایی ک رو موتور گازی میرن دختر بازی ب مراتب کمتر شده

به مرااااااااتب

سوم: ملت با اینکه اعصاب ندارن ، کمتر دعوا میکنند چون از زندان رفتن و دیه میترسن

دهه 80 رو نگم .... هر روز ده تا دعوا خیابونی میدیدم .. تو مترو پنجاه تا

چهارم: من بزرگتر شدم و عاقل تر شدم و بالاخره اینم موفقیت برای جامعه ست

2025/5/19 ساعت 3:35 AM توسط جوجو | 

آقا مصطفی نانوای محله‌مان است.
مردی است ساده، بی‌آلایش، بی‌حاشیه.
صبح‌ها پیش از طلوع آفتاب و عصرها پیش از فرونشستن غروب، تنورش را روشن می‌کند، خمیرها را می‌چرخاند، و نانِ گرمِ بربری را به دست مردم می‌سپارد. پولش را می‌گیرد و زندگی‌اش را می‌کند.
اخلاقش چندان خوب نیست.
از آن تُرک‌های اصیل تندمزاج است.
تا اینجای کار، شبیه همه‌ی نانواهای دیگر است.
اما آقا مصطفی یک ویژگی دارد که این روزها کمیاب شده است؛ بلکمم نایاب.
«هرگز ندیده‌ام کسی دست‌خالی از نانوایی او برگردد.»
هر بار که رفتم نان بخرم، یکی کارت نداشته، یکی پول نداشته، یکی کودک کار بوده ، یکی کارتن خواب بوده و... با همان اخم بای دیفالت همیشگی می‌پرسد:
«کارت داری؟ نداری؟ پولم نداری؟ عیبی یوخ! چندتا می‌خوای؟ بیا ببر، بعداً پولشو میاری!»
با آنکه می‌داند که بسیاری از این پول‌ نانها هرگز برنخواهد گشت.
اما این چند سال،مرام و مسلکش را عوض نکرده است.

2025/5/14 ساعت 2:23 AM توسط جوجو | 

داشتم میز کار جدیدم تو اتاق جدید .. ساختمون جدید رو تمیز میکردم ... یه کلید دیدم .. روش نوشته بود کلید کمد

پرسیدم و گفتن کلید کمد ارشیو هاست

گفتم به به

رفتم سراغ ارشیو ها

اقا ، از 35 سال پیش تا حالا

ارشیو هارو دیدم

عکس های مختلف

روی ی بخش نوشته بودن

دوران اقای ایکس سال فلان تا فلان ( مثلا 40 سال پیش تا 30 سال پیش )

بعد همینجوری اومده بود جلو تا 8 سال پیش ک نفر اخر ینی مدیر اخر بازنشست شده بود

و دیگ کس جدیدی نیومده بود اونجا چون اون اداره رو کلا بسته بودن ..

الانم ما ب عنوان ی شرکت خصوصی اومدیم جای اینا

هشت سال هم کسی استفاده نمیکرده

نمیگم خصوصی بودن اون ارشیو ها ولی مطمینم کسی ک عکس میگرفته خیلی دقت کرده ک عکسه خوب بیوفته

بعد هم هییچ کسی نگا نکرده رو رفته ارشیو

یا کلی نامه ک ارشیو شده بودن ... کلی سی دی ... کلی VHD فلان مراسم

مثلا فیلم مراسم خوش امد گویی فلانی سال 2001 روی سی دی .. همچی جیزایی

اسم مدیر هارو شروع کردم سرچ کردن

دیدم مدیری ک 25 سال پیش کار میکرده 6 روز پیش مرده !!!
دقیقا 6 روز پیش ..

بعد داشتم فک میکردم .. چقد ادم اومدن رفتن تو این اتاق ... هیچ کس نمونده

تنها چیزی ک مونده این اتاقه ...

میتونم ساعت ها فلسفی کنم داستان رو

ولی اهل تعلقات نیسم ... اهل دور ریختنم

بنظرم همه ما ادم های باید یاد بگیریم ما مثل ی لیوان ی بار مصرفیم ک دور انداخته خاهیم شد

واقعا زباله خاهیم شد

و دیگه باعث میشه در حال زندگی کنیم ... اینقدر دنبال کصشر نباشیم

شاید بگید چقد بیکاری

یا چقدر پول مفت میگیری

ولی میتونم بگم این فضولی من باعث شد ک باشگاه نرم امشب ... ینی تایم شخصی خودم بود بعد کار

2025/5/3 ساعت 3:19 AM توسط جوجو | 

اقا پلیس افتاد دنبالم گفت بزن بغل با بلندگو

ریدم ب خودم

گفتم چیشده

گفت چراغت خاموشه .. دیدم دل غافل ... سوخته .. خلاصه ...

باید ماشینا ی گزینه بزارن ... والا ماشین ما مدل 2019 ععه اینقدرا قدیمی نیس

ولی ولی نداره این سنسور رو

خب ادم از کجا بفهمه

مگر اینکه زن بگیرم بگه بهم

2025/4/29 ساعت 3:37 AM توسط جوجو | 

پولدارا باید بتونن در جاهای عمومی به بهترین شکل ممکن ارضا بشن. فلسفه پشت ساختن فلان پاساژ فوق‌لاکچری همینه. بالاخره باید یه جایی باشه که یه بچه 18 ساله بیاد و توی یه شب 50 میلیون پول زمین بزنه.

اصلا اگه پولدار نتونه فرق خودش با بقیه افراد جامعه رو حس کنه قطعا افسرده میشه. پس چکار میکنن؟ پاساژها و مراکزی میسازن که جنس‌های ارزون رو به گرون‌ترین شکل ممکن توی پاچه پولدارا بکنن و اونا هم عشق کنن ... یه جایی که پولدارا بتونن جنس‌های گرون بخرن از واجبات شهرهای امروزیه! مثلا یه قهوه خوردم 3 میلیون ... یه کتونی خریدم 69 میلیون و ...

طرف میگه فلان تیشرت رو از فلان‌جا خریدم N تومن بعد همون رو بگردی توی مترو هم دارن میفروشن. جنس فیک بده دست پولدارا به اسم اصل ... براشون مهم نیست! فقط مهم اینه که وقتی دارن کاااارت میکشن، حس برتری داشته باشن.

بعضی‌ها از تعداد بالای پاساژها شکایت میکنن که چه خبره یا مگه یه شهر به چقدر تا مال نیاز داره! خب جواب مشخصه. هر چقدر شکاف طبقاتی بیشتر بشه، تعداد این مراکز هم بالاتر میره. اون قشر خاص باید یجوری با خریدن درمانی آروم بگیره. پاساژ مثل چیز گاوه براشون.

یه زمانی آناناس میوه اشراف بود. کریستف کلمب عاشقش شد ولی چون حملش سخت بود، فقط پادشاهایی مثل کاترین کبیر می‌تونستن بخورنش. تو قرن هفدهم یه دونه آناناس به پول الان 5000 پوند بود! حتی معبدی به افتخارش ساختن و بالای کلیسای سنت پل لندن شکلش رو کنده‌کاری کردن. هر کی آناناس میخورد از بندگان خاص پروردگار به حساب می‌اومد :) پولدارا عاشقش بودن.

ولی آخرای قرن نوزدهم، با کشت تجاری تو هاوایی و پیشرفت کشتی‌های بخار، قیمتش شد 1.5 پوند اما به همین دلیل دیگه برای پولدارا خاص نبود ... بعدش نه توی مهمونی‌های شیک سرو میشد، نه کسی روش تعصب داشت. میوه همونه، ولی دیگه عاشقش نبودن. ای تف به ذاتت بشر ...

2025/4/26 ساعت 12:27 PM توسط جوجو | 

دوس دارم ی وکیل تمام وقت داشته باشم

دوست دارم ی منشی تمام وقت داشته باشم

وکیل کارای قانونی

منشی هم کارای وقت و اداری و تماس و این کارا

واقعا ب عنوان ی ادم خسته نمیتونم خودم این همه تماس و ادم رو هندل کنم

2025/4/22 ساعت 6:29 PM توسط جوجو | 

جدیدا زیادی جیشم میگیره
چرا؟
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زیاد شاید اب میخورم ک خوبه

پ ن :

آقا ما 3 ماه پیش تست دادیم

تست ادرار

بعد گلاب ب روتون ... جیشمون نمیومد !!!
خلاصه ک داستانی داشتیم ائنجا ولش...
بعد خانم دکتر ک یکی از دوستان ما بود پیام داد واتساپ که اره تست اولیه چیزی رو نشون نمیده

تست مسایل جنسی رو میخایم انجام بدیم .. منم گفتم ممنون ولی ته دلم بود خانم دکتر بخددداااا حواسم بوده .. ولششش
خلاصه نه مشکل پروستات یا مشکلات عضلانی بود نه مشکل باکتریایی نه چیزای خاک بر سری ...

فقط جدیدا بدتر شده که باز پیام دادم خانم دکتر گفت با این لیوان هایی ک میزنه چند میلی لیتر اب میخوری. اب بخور ... شیرو قهوه و چایی رو هم با همونا بخور ... ی هفته بنویس چقدر اب میخوری و چقدر دسشویی میری... بفهمیم چیه ...

اقا ما هم این کارو انجام دادیم
خانم دکتر نوشت .. دااااااااااااا ... خار مادر اب خوردن رو در اوردی خب شاشت میگیره دیگ ... البته با لحن مهربانانه تری گف

مشخصات
روزنوشت های یک آقا مهندس تنبل اینجانب یکی از عشّاق پیکان میباشم.
توجه: به دلیل کمی تنبلی ممکن است که در نوشته‌هایم اشکالات نگارشی وجود داشته باشد و من نیز حوصله‌ی اصلاح آن‌ها را نداشته باشم. سعی می‌کنم تند تایپ نکنم، اما هر پست کمتر از دو دقیقه زمان می‌برد و این موضوع باعث می‌شود که بتوانم هر روز بنویسم. اگر بیشتر از دو دقیقه زمان ببرد، هر روز نمی‌نویسم و شاید هفته‌ای یکبار بنویسم. لطفاً تنبلی من را با هوش و ذکاوت خودتان جبران کنید و نوشته‌هایم را بخوانید.

چقدر کتابی نوشتم این متن رو !!!!

آمارگیر وبلاگ