داشتم میز کار جدیدم تو اتاق جدید .. ساختمون جدید رو تمیز میکردم ... یه کلید دیدم .. روش نوشته بود کلید کمد
پرسیدم و گفتن کلید کمد ارشیو هاست
گفتم به به
رفتم سراغ ارشیو ها
اقا ، از 35 سال پیش تا حالا
ارشیو هارو دیدم
عکس های مختلف
روی ی بخش نوشته بودن
دوران اقای ایکس سال فلان تا فلان ( مثلا 40 سال پیش تا 30 سال پیش )
بعد همینجوری اومده بود جلو تا 8 سال پیش ک نفر اخر ینی مدیر اخر بازنشست شده بود
و دیگ کس جدیدی نیومده بود اونجا چون اون اداره رو کلا بسته بودن ..
الانم ما ب عنوان ی شرکت خصوصی اومدیم جای اینا
هشت سال هم کسی استفاده نمیکرده
نمیگم خصوصی بودن اون ارشیو ها ولی مطمینم کسی ک عکس میگرفته خیلی دقت کرده ک عکسه خوب بیوفته
بعد هم هییچ کسی نگا نکرده رو رفته ارشیو
یا کلی نامه ک ارشیو شده بودن ... کلی سی دی ... کلی VHD فلان مراسم
مثلا فیلم مراسم خوش امد گویی فلانی سال 2001 روی سی دی .. همچی جیزایی
اسم مدیر هارو شروع کردم سرچ کردن
دیدم مدیری ک 25 سال پیش کار میکرده 6 روز پیش مرده !!!
دقیقا 6 روز پیش ..
بعد داشتم فک میکردم .. چقد ادم اومدن رفتن تو این اتاق ... هیچ کس نمونده
تنها چیزی ک مونده این اتاقه ...
میتونم ساعت ها فلسفی کنم داستان رو
ولی اهل تعلقات نیسم ... اهل دور ریختنم
بنظرم همه ما ادم های باید یاد بگیریم ما مثل ی لیوان ی بار مصرفیم ک دور انداخته خاهیم شد
واقعا زباله خاهیم شد
و دیگه باعث میشه در حال زندگی کنیم ... اینقدر دنبال کصشر نباشیم
شاید بگید چقد بیکاری
یا چقدر پول مفت میگیری
ولی میتونم بگم این فضولی من باعث شد ک باشگاه نرم امشب ... ینی تایم شخصی خودم بود بعد کار