2024/6/20 ساعت 4:43 PM توسط جوجو | 

*الان ک اینو مینویسم کلی کار ریخته رو سرم ولی حس میکنم ی برک وسطش نیاز داشتم... Q EXAM بماند ب یادگار
* این سلسله پست های دعوایی قراره کلی خاطره بگم ... و شاید یه عده دیگه وبلاگ منو نخونید ک حق دارید .. و تقریبا ی نمه نیمه پنهانمو نشون بدم

خب بریم سراغ دعوا ... فرض میکنیم که شما تمام راه های فرار از دعوا . جلوگیری از دعوا رو امتحان کردید و اما نشد ک نشد..

برا خودم بار ها پیش اومده .. عذرخواهی کردم .. گفتم چیز خوردم ولی طرف مقابل روحیه بیشتری گرفته .. اومده سمتم .. و حمله کرده .. اینجا دیگه راهی نیست جز دفاع از خود و تمرکز روی ضربه زدن، جلوگیری از آسیب بدنی ( آسیب روحی قطعا خواهید خورد چه بزنید چه بخورید )

خیلی داشتم فکر میکردم که به دو دسته با سلاح و بدون سلاح تقسیم کنم

ینی بگم اگر طرف مقابل چاقو داشت چیکار کنید

اگر نداشت چیکار کنید ..

یادم افتاد خودم تاحالا تو همچی دعوایی نبودم ( ی بار فقط با یکی داشتم دعوا میکردم . دوستش از پشت موتور پرید پایین قمه در آورد ولی گرفتنش )
ینی هیچ وقت میتونم بگم نبودم!!!!
فعلا فرض میکنیم طرف مقابل سلاحی بیرون نکشیده ( قفل فرمون سلاح حساب نمیشه / چوب سلاح حساب نمیشه حتا تایلیور هم سلاح نیست )
خب اولین موضوعی که بعد از سالها تجربه میتونم بگم ... هیچ ایرانی ای .. هیچ ایرانی بلد نیست از دست و پاهاش استفاده کنه ..

ینی میتونم بگم 99 درصد اقایون بلد نیسن ( اون یک درصد هم رزمی کار ها هستند )

حتا کشتی گیر ها هم بلد نیسن از دست هاشون تو دعوا استفاده کنند و بیشتر از بدن استفاده خواهند کرد برای کمرگیریو خوابوندن شما .. و بعدش چک زدن .. هیچ دعوایی نمیبیند که یه نفر بار انداز بزنه .. زیرگیری کنه ... کشتی ب درد دعوا نمیخوره ...

و کسی از اقایون هم بلد نیست مشت بزنه .. بله دوستان ..

اولین حمله هیچ مرد ایرانی مشت تو صورت و بدن نخواهد بود .. اولین حرکت سیلی زدن خواهد بود ( در حرفه ای ترین حالتشون )

شما اگر یاد بگیرید که طبق استیل بدنی طرف مقابل/ سن طرف مقابل پیش بینی کنید که چیکار میخواد کنه 3 هیچ جلویید ...
مثلا یادمه ی بار تو مترو با یه اقای 50-60 ساله بحثم شد ..

گفتم اقا سنت بالاعه عذر میخوام .. ک شروع کرد فحش های بدتر و مستقیما به مادر عزیز توهین کردن ... ینی حتی نگفت مادر فلان ..

شروع کرد گفت مادرت رو فلان فلان میکنم ./...

بازم تونستم خودمو کنترل کنم ولی بعدش دید آروم نمیشه و منم فرد مناسبیم که حرصضو خالی کنی

دست راستشو اورد بالا ... تو اون نیم ثانیه چنتا احتمال هست

مشت بزنه تو صورت؟
مشت بزنه تو شکم؟
سیلی بزنه؟
خب معلومه اقایی با اون سن و تیپ هیچ اموزشی ندیده فقط یلی زدن به بچه هاش/ برادر و خواهر کوچیک ترش / به زنش رو تمرین دیده و اموزش دیده .. دونستن همین موضوع بهتون وقت میده که فکر کنید قراره از دماغتون محافظت کنید ) مشت ) یا از پرده گوشتون و صورتتون ( سیلی )
از اونجایی ک میدونستم یلی میخوام بخورم .. دست چپم رو بالا اوردم ک سیلی نخورم ..

بعدش ی مشت با دست راست به شکمش ( قسمت آبگاه ) زدم .. با تمام قدرت ..

یعنی سیلی اش رو بلاک کردم .. و counter attack زدم .. موقعی که هیچ انتظاری نداشت
مشت بعدی رو که خواستم بزنم دو تا پسر همسن خودم دستامو گرفتن گفتن بسشه بسشه ولش کن .. و منم نمیخواستم برم بازداشتگاه و سریع توی ایستگاه از مترو بیرون رفتم .. مردم هم کسی جلومو نگرفت چون دیدن که فحاشی از طرف اون بود و حمله شروعشض از من نبود ..

ینی باید تا حدی طرف مقابل رو بررسی کنید .. موثعیت اجتماعی .. هیکل . سن .. اگر گوش هاش شکسته ینی جودوکاره کشتی گیره .. پس مشت نخواهد زد ( اینارو چرا دارم میبنویسم در صورتی که ب جز کوکب خانم هیچ اقایی وبلاگمو نمیخونه ، تصور اینکه شما یکی تون با کشتی گیر درگیر بشید سخته ولی شاید ی روز برا جونتون بخواید بجنگید و طرف کشتی گیر باشه)

ی چنتا موضوع مهمه .. زاویه ایستادنتون کاملا باید پاها باز حداقل اندازه عرض شونه ...

سینه تون موازی سینه طرف مقابل ... ینی نیم تیغ نشید که تعادلتون راحت ب هم نخوره ...

کفش همیشه کفش مناسب باید پاتون باشه .. کف لیز .. اسپرت .. جواب نمیده .. شما کتک خواهید خورد ..

و تو چشم های طرف نگاه کنید با اخم ... همینش باعث میشه فکر نکنه .. و حدس شما درست در بیاد

تو اون اقای 50-60 ساله ب این فک نمیکنه مشت بزنه یا نه

همونجوری ک زنشو زده .. میاد سمت من ...

دوستان دست راست

دست راست رو فراموش نکنید

فکر میکنم فقط 13-14 درصد از دنیا دست چپ هستند!!

پس اگر شما مراقب دست راست طرف باشید احتمال 85 درصد هیچ ضربه ای نخواهید خورد .. چون نا خود اگاه افراد در عصبانیت با دست قوی شون شروع میکنند .. این یک چیز علمیه .. مثلا گاو ها وقتی میخوان شروع ب دویدن کنند .. اول دستی رو حرکت میدن که قدرت بیشتری داره .. دقیقا ما هم همینطور ( مگر اینکه طرف بوکسور . کاراته کا .. چیزی باشه که دیگ کارتون ساخته ست .. تنبیه خواهید شد )
حتی میتونم بگم دست چپ ها هم خیلیاشون با دست راست زنشون رو کتک میزنن ....
وای خدا .. ریدم تو فرهنگ این مملکت ک کتک زدن زن توسط شوهرش ی چیز جا افتادس ...

برچسب ها :

چگونه_دعوا_کنیم

2024/6/19 ساعت 6:27 PM توسط جوجو | 

خاطره سال 91

صبح کله سحر پاشدم و با عجله رفتم به دکه روزنامه تا یه نسخه همشهری با نیازمندی‌هاش بگیرم. اون موقع‌ها فقط توی نیازمندی‌ها می‌شد دنبال کار گشت. روزنامه‌فروشی هم بخش‌هاش رو جدا می‌فروخت. برگشتم خونه و همون‌طور که داشتم صبحونه می‌خوردم، شروع کردم به ورق زدن نیازمندی‌ها. دنبال کار مهندسی الکترونیک بودم. چند تا آگهی دیدم و دورشون خط کشیدم. تقریباً همه‌شون شبیه هم بودن؛ یه عنوان شغل و یه شماره تلفن. اولی رو که زنگ زدم، خط اشغال بود. چند بار گرفتم تا بالاخره جواب دادن. گفتن: "سلام، بفرمایید". منم شروع کردم به گفتن که "در مورد آگهی..." اما حرفم رو قطع کردن و گفتن: "یادداشت کنید". یه آدرس دادن و گفتن: "ساعت هفت و نیم فردا اینجا باشید" و گوشی رو گذاشتن. نفهمیدم همه باید همون ساعت می‌رفتن یا هر کسی رو جدا جدا وقت می‌دادن. بعدی‌ها رو هم که زنگ زدم، همون‌طور بود. تماس‌ها تکراری و وقت‌ها مختلف؛ بعضی صبح زود، بعضی قبل از ظهر، بعضی بعد از ظهر. انگار که مصاحبه‌ها رو توی وقت‌های اضافه کاری انجام می‌دادن. آدرس‌ها و زمان‌ها رو مرتب کردم. حدود شش تاش رو می‌شد برم. باقی رو گذاشتم برای فردا دوباره زنگ بزنم. شاید دیر شده بود یا دوباره آدرس می‌دادن. اون زمان‌ها نمی‌دونستیم کجا داریم می‌ریم، چه کاری هست، چه تخصصی می‌خوان. اصلاً رزومه‌ای نبود که قبل از مصاحبه بفرستیم. می‌رسیدیم، یه فرم می‌ذاشتن جلوی ما و از همه چیز می‌پرسیدن. بعضی جاها هم آزمون داشتن. بعد یکی می‌اومد صدات می‌کرد که بری توی اتاق برای مصاحبه. اگر چند تا کپی از مدارک تحصیلی و شناسنامه داشتی، خوب بود. مدرک "آفلاین" و دوره‌های خاصی نداشتیم. از بیمه و مالیات هم چیزی نمی‌دونستیم که بپرسیم. فقط خوشحال بودیم که استخدام بشیم. مصاحبه‌ها انقدر طول کشید که شش تا تبدیل شد به دوتا. صف بود و همه منتظر. وقت هفت و نیم صبح و پنج بعد از ظهر رو به زور گرفتم.

2024/6/18 ساعت 6:28 PM توسط جوجو | 

دوتا مسیله موند ...
اول مسایل ناموسی .. دوم رانندگی ..

اول بریم سراغ مسایل ناموسی.

اولا ک کلا با کلمه ناموس مشکل دارم و یه حالت مردسالاری داره ک بدم میاد ...

ولی خب دارم با آحاد جامعه حرف میزنم ( LOL ) پس استفاده اش میکنم

فرض خواهرتون، خانمتون، دوست دخترتون و یا مادرتون ... هرکسی که به عنوان خانم حاضرید براش کتک بخورید بهش توهین شده ..

این توهین باید بررسی بشه .. چقدر زیاد بوده؟ یه نفر به خواهرم لبخند زد ... شاید منظور داشت

شاید نداشت

باید دعوا رو شروع کنم؟
یه نفر دست خواهرم رو بازور گرفت .. وضعیت پس بدتره ... دعوا بکنم ؟ چقدر دعوا کنم؟

خلاصه میگم مسایل ناموسی واقعا جاهایی هستند که هیچ استثنایی میتونیم قایل نشیم

و بریم تو دل دشمن

ولو به قیمت زندان رفتن تموم بشه ... ولی دوستان بازم ببینید اون توهینی که به عزیزتون شده چقدر بوده ؟
اگر ی لبخند بوده، درگیری فیزیکی شروع نکنید

برید داد و بیداد کنید

اگر تماس فیزیکی بوده.. شلوار طرف رو در بیارید .. خلاصه این قسمت من هیچ راه حلی ندارم ...

نه میخوام سیب زمینی باشم

نه زندانی ...

///////////
مسیله اخر که میتونیم بررسی کنیم رانندگیه

من ساعت ها میتونم براتون حرف بزنم که دعوا در رانندگی کاملا ب ضرر شماست

چندتا سناریو رو بگم :
1 - توی رانندگی تصادف نشده

2 - توی رانندگی تصادف شده

از این دو حالت ک خارج نیست ؟
اولی که خب خداروشکر .. مثل قضیه توی صف زدن .. شما فحش میخورید . هیچی نمیگید

حقتون خورده میشه

1 دیقه دیر تر به محل کار میرسید ( حالا مگ سر کار دارید چه پروژه مهمی رو جلو میبرید ؟ چرت و پرت گفتن با همکار یک دیقه عقب جلو بشه ایراد نداره )
خلاصه ک تو رانندگی حالت تصادف نشدن حتا از صف نون وایی هم ضررش کمتره

توی نونوایی شاید 5 دیقه ضرر کنید

تو رانندگی 15 ثانیه

بخدا راه دادن ب ماشینای دیگه کمتر از 15 ثانیه وقت شمارو میگیره ..

اگر روزی به 10 تا ماشین راه بدید ...

و از دعوا و بحث و بوق جلوگیری کنید

میشه 150 ثانیه

شما بگو 300 ثانیه اصلا

میشه 6 دیقه

روزی 6 دیقه ضرر کن

اعصابت رو راحت کن

از زندان هم جلوگیری کن

یه خاطره بگم

خانواده ما و خاله ام اینا داشیتم میرفتیم شمال .. بنده مثل تمام فرزندان ایران زمین یه شوهر خاله گوشت تلخ دارم .. ولی از اونجایی که خیلی خیلی گوشت تلخع پدر عزیز برای اینکه ایشون فکر نکنه که ما دوسش نداریم منو فرستاد برم تو ماشین خاله عزیز ... خاله عزیز هم بچه هاش بزرگتر از ما بودن ( پسر خالم و دختر خاله هام همه بچه داشتن اون زمان و همراه ما نمیومدن ک کاش میومدن ) و دوتایی و خانواده ما هم پنج تایی داشتیم میرفتیم ویلا شمال ( میدونید ک من دوتا خواهر دارم دیگه نه ؟؟؟ ) .. پس من تو ماشین شوهر خاله بودم .. ی چند بار تو جاده هراز ( یادمه همه میگفتن از چالوس بریم ولی از اونجایی ک علاقه خاصی ب هراز داشتم مخ همه رو زدم ک چالوس راه برگشت ) سبقت خطرناک گرفت .. یا ی نفر سبقت ک میگرفت .. به سختی بهش راه میداد . اصن و.ضع خیلی بدی بود .. خاله ام بهش گفت خب چرا راه نمیدی ؟؟ و اونم صداشو دو رگه تر کرد و یه نگاه اندر در سفیه ای گرفت گفت من مگه بمیرم اینا بتونند حق منو بخورن .. همینجا بود ک فهمیدم چرا بابای من با کمترین امکانات . بدون پشتوانه . بدون پدر و مادر خوب .. زندگی اش . وضعیت مالی اش . اخلاقش ... ب مراتب بسیار بسیار بهتر از این شوهر خاله ست . چون بابای من همیشه حقشو تو صف نون وایی و رانندگی و .. میخورن .. میدونید کجا حقشو نمیخورن؟ توی ارث و میراث ک داداش عزیزش رو تهدید به زندان انداختن کرد و اونم از ترسش نتونست حق مارو بخوره ... خلاصه ک خواستم بگم اینجوری ..
هروقت داشتید تو رانندگی حقتون رو به این و اون میدادید .. یاد شوهر خاله من بیوفتید ... و بترسید از شوهر خاله شدن

2 - مسیله تصادف ..

اولا ک این موضوع برای هر فرد تو کل زندگیش ( تصادف غیر جانی )
کلا کمتر از ده بار پیش میاد ( فرض کردم که شما هم مثل من سس دستید )

خب خیلی قرار نیست درگیر شید ولی این کاریه ک من میکنم و خواهرمم میکنه

و اینو بار ها سعی کردیم ک بابامون هم یاد بدیم ولی نشد ک نشد و... و بابام همیشه ب یارو میگه چیکاره؟ و طرف اگر بگه کارگرم و بچعه دارم میگه خب برو !!!1

وقتی تصادف شد .. به صورت طرف نگاه کن ... بگو مقصر من بودم فکر کنم ؟؟! اره ؟

و اختمالا اونم فحشت بده .. اما بازم بگو فکر کنم من بودم ؟ اره ؟
ینی قطعی نگو ک مقصر بودی اینجوری یارو میره .. میگ خب خودت گفتی .. ( اگر مقصر اون بوده )
بگو اقا بزار زنگ بزنم افسر بیاد

و در این حین شماشروع کن ب عکس گرفتن از زاویه های مختلف .. یه عده از اقایون دیوص صفت عادت دارن ک توی تصادفات ماشینو جا ب جا کنند سریع و شما باید بجنبی قبل از این کار .. موقعی ک داری فحش ناموس میخوری .. عکس هاتو بگیری .. تا اگر افسر اومد واقعیت رو نشون بدی

اگر مقصر تویی ک در حق کسی نامردی نکردی و ضرر میدی

اگر مقصر اونه .. ک هر چثدر هم داد و فحش وو اینا بکار ببره

تو پولتو میگیری و اون حرصث میخوره

افسر های رانندگی هم همیشه

ینی من بعنوان کسی ک یکی از دوستای نزدیک افسر رانندگیه

و کسی ک تو محله ای زندگی میکنم ک ماهی ی بار تصادف جلو خوندمون میشه

حق رو خود ب خود ب کسی میدن ک داد نزنه

گریه نکنه

فحش نده

و عکس نشون بده

و از لفظ ( شما ) برای افسر استفاده کنه ..

و هیچ وقت مطمین نگه حق با منه

بگه فکر کنم اون پیچید جلو من ..

همش بگه فکر کنم و... حق تصمیم گیری رو ب افسر بده

اینجوری توی کروکی کشیدن هم افسر طرف تو رو میگیره ..!!!

حس میکنم تمام راه های جلوگیری رو گفتم و در پست بعدی میرم سراغ دعوا . کتک کاری

فرض میکنم که دیگ دعوا شروع شده یا شما تصمیم برا دعوا گرفتی و این دوتا پست من رو جدی نگرفتی !!

برچسب ها :

چگونه_دعوا_کنیم

2024/6/15 ساعت 4:58 PM توسط جوجو | 

تاپیک : چگونه دعوا کنیم ۱- راه های جلوگیری از دعوا

بیشترین درگیری های فیزیکی به خاطر این چند تا چیز اتفاق میوفته و اگر ذهنتون اماده باشه میتونه ازش جلوگیری کنه، مثلا احتمال اینکه شما برید خونه عمه تون و با پسر عمه هاتون دعوا کنید خیلی خیلی کمه.. پس لازم نیس ذهنتون همیشه اماده جلوگیری از دعوا باشه

چندتا چیز هستند که باید اشاره کنم و با دونستن احتمال بالای دعوا در این کار ها میتونید ذهنتون رو قبل از انجام اون کار ها ، اماده احتمال درگیری کنید. ما داریم اینجا احتمال های ریاضی رو بررسی میکنیم ینی تمام سعیمون اینه بررسی کنیم که با بالاترین احتمال ها ، چجوری ما در یه درگیری فیزیکی خواهیم بود، پس اگر این موارد رو حواسمون باشه ،۹۹ درصد راه های دعوا رو بستیم و میتونیم زندگیمون رو در ارامش و صلح ادامه بدیم

این ها بالاترین احتمال های درگیرین

رانندگی

صف

قرض دادن و قرض گرفتن

مسایل ناموسی

چشم تو چشم

همین اول بیایم چندتاشون رو حذف کنیم.. شما اگر با کسی چشم تو چشم نکنید، اگر کردید سریع چشم هاتون رو بدزدید . یا احتمال بزرگ درگیری رو پاک کردید.. خیلی از اعدامی های کهریزک سر همین میرن بالای دار،.، میپرسن چرا کشتیش

میگه نمیخاسم

ولی اون خیلی پررو بود چشم تو چشم کرد

بله دوستان

ب همین راحتی احتمال اعدام شدن یا کشته شدنتون پایین میاد

نگاه ب چشم کسی نکنید ... دقیقا قانون جنگل برای بعضی ها صدق میکنه

مهم نیست کجا زندگی میکنید و طاهر کسی ک ب چشم هاش نگاه میکنید چ جوری، ممکنه اون ی ادم تازه ب دوران رسیده چاقوکش باشه

موضوع بعدی ندادن قرض و نگرفتن قرض از ادم های نادرست و دعواییه،، ادمی ک بخاطر پول حاضره بی ابروت کنه و درگیری فیزیکی ایجاد کنه

پس همین رو هم میتونید ب راحتی از گزینه های روی میز بردارید ..

صف:

همیشه ب این فکر کنید، که قرار نیس حق خودتون رو توی صف بگیرید،، اولا توی صف همیشه عادل باشید و تو صف نزنید، این زرنگی نیس، و اگر این کارو میکنید قطعا یک خلا در موفقیت یا یک خلا اعتماد به نفس شدید دارید، ینی شما در زندگیتون موفق نبودید، کسی شما رو توی موفقیت هاتون تحسین نکرده و حس میکنید زندگی بهتون بدهکاره برای همین صف‌ میشه راحت ترین راه برای کرفتن حقتون از زندگی و وقتی میبینید یکی توی صف‌میزنه و حقتون رو میخوره و باعث میشه ۴ دیقه بیشتر معطل بشید، به خودتون میگید نه!! اون دایی یا عمو حقمون رو خورد، فلان معلم حقم رو خورد، فلان مربی کشتی حقم رو خورد ولی من دیگه اینجا نمیزارم حقم رو بخورن و این میشه که به درگیری و سپس به درگیری فیزیکی میرسید،، دوستان همیشه یادتون باشه توی زندگی حقتون رو کسی نباید بخوره مگر در صف!! ینی صبح ک میرید بیرون بگید امروز قزاره بزارم توی صف‌نونوایی حقم رو بخورن تا سهمیه حق خوریم توی نون وایی سوخت بشه ،، اینجوری دیگه اون دایی. و عمو نمیتونه میلیاردی حقتون رو بخوره،،، انتخاب با شماست

میتونید حقتون رو توی نون وایی بدید

یا حقتون رو توی موفقیت در کار، موفقیت ورزشی، ارث و میراث بدید

مطمین باشید اگر ادمی باشید ک سعی کنید حقتون رو توی صف و معطل نشدن بگیرید، حقتون رو ی جای دیگه خیلی خیلی بدتر میخورن.. راه فراری نیس .. من اسطوره ماست بودن در صف‌ها هستم

و بهش افتخار میکنم، اینکه اجازه میدم یه مشت ادم ناموفق و ناراضی و ناراحت و مشکل دار کشورم سه دیقه زودتر از من کارشون راه بیوفته و من در تمام موارد دیگه زندگی اونارو ضربه فنی کنم ( پول . موفقیت، خانواده ، تحصیل، سفر، رابطه) بهم حس قدرت میده

پس بزارید حقتون رو توی صف بخورن.... خودتون اجازه بدید

دونا موضوع موند، مسایل ناموسی

رانندگی

توی پست بعدی میگم

برچسب ها :

چگونه_دعوا_کنیم

2024/6/13 ساعت 6:10 PM توسط جوجو | 

نامردا .. 3 تا کامنت اول همتون گفتید اموزش دعوا کردن رو بگو ...

اوکی سعی میکنم به 5-6 قسمت تقسیم کنم ... و برای هرکدوم جدا جدا در روزهای بعدی بنویسم

2024/6/13 ساعت 11:49 AM توسط جوجو | 

با توجه به کامنت رضوان مبنی برا علاقه شما دوستان عزیز بر پست های جالب و دعوایی .. بر خود لازم دانستم که بر وظیفه حقیقی یک ایرانی در انتقال توانایی های درگیری فیزیکی و ....
خلاصه میخوام بهتون یاد بدم چجوری از دعوای فیزیکی جلوگیری کنید؟
چجوری از دعوا فرار کنید؟
چجوری باید دعوا کنید که کمترین کتک رو بخورید . .
چجوری بفهمید که باید دعوا کنید و دعوا نکردن شما نشانه شکست و کتک خوردنتونه ؟
چجوری کمترین اسیب رو ببینید .
چجوری جاهایی رو بزنید که کمترین دیه رو داره
و چجوری زندان نرید و چجوری با پلیس بعد از سانحه حرف بزنید؟
چجوری کاری کنید که وقتی در شرایط خطرناک مرگ و زندگی قرار دارید و طرف میخواد بکشتتون شما زنده بمونید . این پست مناسب اکثر مناطق کشور ایرانه و اگر در شهر یا روستایی زندگی میکنید که سلاح گرم ب مراتب استفاده میشه ( سلاح سرد که به مراتب در همه جا هست)
لطفا این پست رو رد کنید چون مناسب شما نیست.

ولی قبلش نیاز دارم سه نفر کامنت کنند که این پست رو ادامه بدم یا نه؟؟
اگر 100 نفر بگن : نگو و 3 نفر بگن: بگو .. من بازم خواهم گفت

پس فقط و فقط به 3 نفر شیرزن ، شیر مرد نیاز دارم که کامنت کنند که یاعلی داووووش .. برو بریم .. بگو بهمون ...
نمیخواستم اول پست بزارم و بعد ببینم ی عده میگن واییی چرا اینارو اموزش میدی و عیب داره و زشته و باعث مرگ و میر اجتماعی میشه ... نیاز دارم حداقل به درد سه نفر بخوره ...

پس قبل از شروع سلسله پست های " چگونه دعوا کنیم ؟ "

منتظر کامنت هاتون هستم ... حتما باید وبلاگتون رو هم تو کامنت بزارید که یه وقت یه نفر نیاد سه تا کامنت با اسم های مختلف بزارع...

نچکر ادیرم ( تشکر میکنم )
بعنوان یک ترک تبریز ( داهات های تبریز ) علاقه خاصی به ترکی ندارم

2024/6/12 ساعت 5:7 PM توسط جوجو | 

فردا میخوام این چندتا چیزو انجام بدم:
تمام صفحات پروپوزال رو تموم کنم و نسبت به دقت موضوعات و توضیحات حساس نباشم

ب نوعی چرک نهویسش رو بنویسم و جمعه نهاییش کنم.
این جوری هفته بعدی میتونم کاملا به تهیهه پاورپوینت و امادگی برای اراعه جلو 30 نفر کار کنم.

و من الله تو فیق ...
یادمه این رو بالای یه مغازه تنقلات ( سوپور مارکت قدیمی رو چی میگفتیم؟ ) میدیدم
و فروشنده هم یه ادم ب شدت بد اخلاق بود ک مغازه اش همیشه بوی ماست میداد و گاهی مجبور بودم از دهن فقط نفس بکشم ک بوی ماست نره تو دماغم

منم توی بچگی همش میگفتم مگ این اقاعه ننوشته و من الله توفیق .. ( نمیدونستم معنی این عبارت عربی رو ولی چون عربی بود میگفتم خب از قران اومده دیگ )

مگه خدا رو دوست نداره .. پس چرا اینقد بد اخلاقه؟؟؟ ...

ک گذتش و گذشت فهمیدم دوس داشتن خدا سطح داره

اگر بیشتر خدا رو دوست داشته باشی ... کمتر بد اخلاقی

فکر کنم اون اقاعه سطح یک بود ...
و حالا ی خاطره جالب

وقتی ده سالم شد ب بابام این بداخلاقیش و تندخویی اش با بچه ها رو گفتم

بابام هم گفت دیگ ازش خرید نکن پس .. من نمیتونم برم بگم چرا بد اخلاقی .. اون میگ خب بچه ات رو نفرس اینجا ( ک منطقی بود )

خلاصه ما همون موقع ها تحریمش کردیم ..
تاااا ک یک بار .. یازده شب .. ی چیزی باید میخریدیم .. ینی مامانم گفت برو فلان چیزو بخر .. نداریم و فردا گشنه میمونید .. یادم نیس رب بود چی بود ...

حالا اینجا چند سالمونه؟ 15 ...
ینی یارو ب سختی مارو یادش بود .. .
با عرض سلام . و علیک ... گفت عهه تو همون بچه عه هستی؟ گفتم اره .. گفت چقد بزرگ شدی و اینا ...

( اینجا ی کم شک کردم نکنه اخلاقش درست شده یا چون من بزرگتر شدم احترام میزاره )

بعد گفت جانم چی میخای؟ ( اینجا دیگ مطمین شدم اخلافش با مثبت 14 ساله ها خیلی بهتره )
گفتم رب مثلا ...

گفت همون پشت سرته برش دار..

مامان ما هم گفته بود حتما فلان مدل رب .. با این برند حالا بازم میگم یادم نیس چی بود اون محصول

ک ما برگشتیم رب رو برداریم ..

دیدیم اون برندی ک مامانمون میخواد .. اون ته ته عه .. .. طبیعتا اون رو اونجا گذاشته ک بفروشه دیگه ؟؟؟
خب شروع کردم کنار زدن بقیه رب ها .. ی کم به هم ریخت .. بعد مغازه دار بد اخلاق برگشت ب تنظیمات کارخانه

گفت چرا ب هم میریزی ؟
گفتم خب این رب فلان رو میخام .. گفت همون جلویی رو فقط میتونی برداری ..
ک من این حرف هارو بدون دیدن چهره اش شنیدم و تو دلم ب خودم گفتم اوکی .. همین رب جلویی رو بردار و رفتی خونه ب مامانت بگو اون رب خاص رو نداشت ..

اما قبل از برداشتن رب جلویی ک باعث میشد دیگ رب هارو ب هم نریزم یک لحظه برگشتم نگاهش کنم .. دیدم قیافش اینجوریه

یادمه بد موقعی هم بود .. ی زمانی ک جثه پسرها ب اوج رشدش رسیده و مغزشون به بی کله ترین و عصبی ترین حالت ممکن پزدازش میکنه

شما تصور کنید احتمالا چند هفته قبل یا بعد این .. بابام بارها میومد مدرسه دبیرستان چون همش دعوا میکردم ...

و وقتی قیافه اینجوری مغازه دار رو دیدم _ ادامه دارد ...

2024/6/11 ساعت 6:42 PM توسط جوجو | 

کلا ی هفته وقت دارم کارام رو جمع و جور کنم و کلی عقبم ... یه بسم الله و یاعلی میگم و میرم جلو

2024/6/10 ساعت 6:6 PM توسط جوجو | 

صبح رفتم حموم .. موهارو سشوار نکشیدم .. اومدم بیرون خونه افتاب زد سه سوت خشک شد .. اینم از خوشی من در تابستون لطفا یادداشت کنید
هرکسی توانایی نوشتن دارد اسکل است از جمله من
آدمی باید سکوت کند

++++++++++++++++++++
باید یه پروپوزال برای شرکت 12 صفحه ای بنویسم... 12-16 صفحه

وای خدا ... من برا اینکار ساخته نشدم ولی خب ..
رییس جدید ی خبر خوب داد و گفت قراره مدیریت بخش مهندسی ب من داده بشه .. گفت نظرت چیه؟
گفتم والا خیلی خوشحال شدم ولی قطعا باید برم فکر کنم و بعد یه جلسه باهاتون بزارم درباره انتظاراتتون و بعد تصمیم بگیرم . اگر اشکالی نداره ..

که خیلی خیلی تعجب کرد . ولی ی حالت ( بابا عجب با کلاس بازی در میاری خاصی تو نگاهش بود )
راستش تو این چند سال تجربه بهم نشون داده تا وقتی نپرسی چی ازت میخوان .. اونا تا میتونند بهت فشار خواهند اورد .. باید اول مشخص کنی چی میخواد و چقدر پول بهت میده و چقد پیشرفت ازت انتظار داره ..
یکی از مشکلات اساسی اینجا این خواهد بود ک اون مدیر بخش مهندسی که الان تقریبا رییس من هست .. قراره بیاد زیر دستم اگر من این پوزیشن رو قبول کنم و این خخودش یک داستان عجیبی خواهد بود ... واقعا چ وضعیتی اخه خب اخراجش کنید ... یا نگهش دارید مدیر بمونه

من ک نگفتم منو مدیر کنید ولی خب ب هرحال این رو هم مطرح خواهم کرد با رییس دوست داشتنی م ...
یکی از دلایلی ک من دارم اون فایل 12 صفحه ای رو مینویسم عدم تسلط مدیر مهندسی فعلی به انگلیسیه .. حالا انگار من بلدم! نا بلد نیسم ولی خب از اون خیلیییی بهترم ... و واقعا هم حس میکنم از من بدش خواهد اومد اگر زیر دست من باشه چون همسنیم .. من تازه اومدم و قطعا مدل پایین شهری از همه میخوام کار بکشم تا پروژه ها بره جلو .. مدلی ک این داره مدیریت میکنه قطعا مناسب شرکت نیس .. مدلی ک هر وقت مشکل پیش بیاد باهامون حرف میزنه

هرکی دلش بخواد مرخصی میگیره

کار ها دیر انجام میشه

اگر ی محصول نرسه ب دستمون پیگیری نمیکنه و هزار تا چیز دیگ /.//////
راستش فک میکردم وقتی از شرکت قبلی بیام بیرون دیگ تا اخر وقتی ک شرکت خودمو نزنم ینی 3-4 سال دیگ همینجوری زیر دست این و اون کار میکنم و دیگ دغدغه مدیریتی ندارم .. ولی چ کنیم ک دست تقدیر و حریص بودن من دست ب دست هم دادن ک زندگیم زیبا نباشه .. تازبه داشتم ب ازدواج فکر میکردم .. تصمیم نه فکر میکردم که دیدم نه... فعلا نه وو پیر پسر بمان
++++++++++++++
ببخشید اگر مشکل نگارشی داره متن هام .. چون ادیت نمیزنم و اگر ادیت بزنم دیگ نمینویسم . حوصلم نمیکشه بیام بلاگفا

پس لطفا تنبلی من رو شما با هوش و ذکاوتتون جبران کنید ... باید سر در وبلاگ هم بنویسم اینو .. ک از همه عذر خواهی کرده باشم .

2024/6/10 ساعت 4:56 AM توسط جوجو | 

یکی از دوستام بعد یکسال بهم پیام داد:

شام خوردی؟

اینقدر یهویی و بدون مقدمه بود نوشتم:

سلام فکر کنم اشتباه فرستادی!

که گفت نه اومدم محله ای ک زندگی میکنی و گفتم اگر شام نخوردی بریم بیرون و رفتیم بیرون و چقدددد خوش گذشت

یعنی سالها بود این یهویی رو تجربه نکرده بودم و بدبختی و دغدغه و مشکلات زندگی و حریص بودن تو کار و پول جلوی اینکار ها رو گرفته بود...

2024/6/7 ساعت 11:16 PM توسط جوجو | 



زیاد ب گا نرفته راضیم

2024/6/6 ساعت 6:5 PM توسط جوجو | 

همکار های شرکت قبلی چپ و راست دارن بهم زنگ مبزنن ک برگرد!! چ خبر شده ؟
بعید بدون مدیرعامل عزیز راضی بشه چون اخیرا محکوم شد ک ی مقداری رو باید تا شهریور بهم پرداخت کنه و شخصا دیگ ازم متنفره!
من ک اینجا راضیم .. احتمالا 3 سال دیگه هم میزنم بیرون و میرم دنبال کسب و کار عزیز خودم ک سال 99 زدم پاره اش کردم


^^^^^^^^^^^^^^

یادتون باشه ی بار درباره شکست بزرگ زندگیم تو سال 99 بگم
پایان یک رابطه چند ساله عاطفی همراه شد با پایان . و شکست کسب و کار ایده ال من ...
نمیخام کرونا رو مقصر کنم مشکل خودم بودم .. باید بتونم دربارش بنویسم

چیزی ک همیشه از فک کردن بهش تفره رفتم انگار زخم قدیمیه

^^^^^^^^^^^^^


همکار منفور شرکت جدید با من عجیب غریب رفیق شده ... دوسش دارم دلش پاکه و مفرش معیوب
از بچگی ادم هایی ک کسی باهاشون دوس نمیشد با من دوس میشدن و معمولا منم دلی دوسشون داشتم

چون سیاست نداشتن و رفاقتشون پاک بود . نه برای استفاده و سو استفاده ///
منم ب عنوان ی ادم عوضی و با سیسات واقعا دکمه سیاست رو خامو.ش میکردم وقتی میرسیدم ب اینا


^^^^^^^^^^^

Uh i love u like a love song ,baby

ب نظرم سلنا گومز خیلی اندر ریته و اونجوری ک باید هایپد نشده
( شبیه نوجوونای اینستاگرام دارم حرف میزنم )
^^^^
شک داشتم اینو بگم یا نه ولی خب خبرای بد رو هم گفت
ماشیین خواهر مهربان رو برداشتم چون دیشب خونه پدر مادر عزیز بودم و با اون رفتم شرکت
بعد خواهرم زنگ زد گفت میخاد بره بیرون
گفتم خب من ماشین تورو برداشتم تو هم ماشین منو بردار ..
بعد 2 ساعت زنگ زد تصادف کردم ..
منم گفتم خب خسارت جانی؟
گفت نه
گفتم خداروشکر ..
کسی هست ک من باهاش حرف بزنم ( اون ماشینی ک زدی بهش )
گفت نه زدم ب دیوار .. بعد کلی توضیح داد ..
گفتم اوکی عیب نداره پیش میاد
فقط میتونی بیای خونه ؟
گفت اره راه میره ماشین ( هه )
کلا من سر این چیزا عصبی نمیشم هیچ وقت

بابام هم سر این چیزا عصبی نمیشه

برا همین هم خواهرم خیلی انتظار عصبانیت ازم نداشت و اگر عصبی میشدم تعجب میکرد
( با اینکه ادم مهربونی نیسم ولی تقریبا مطمین بود ک سر این مورد عصبی نخواهم شد )
عکس ماشین رو فردا میزارم وقتی بردمش صافکاری ببینید .. خیلی هم بد نیس
ی ذره جلوش ب گا رفته .. ی کم

ولی میخام بگم ک خواهرم واقعا رانندگیش خوبه و مشکل ماشین من بود که عادت نداشته
واقعا رانندگیش قانونی و با توجه و ایمنه ... سس دست نیس اصلا اصلا

2024/6/5 ساعت 5:49 PM توسط جوجو | 

ی هدفون خریدم .. صدای اطراف رو کلا کنسل میکنه!!!
مناسب تهران!!!
اصن عالیه ... حس میکنم تا حالا داشتم خودمو کر میکردم با صدای بوق و اینا ..
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

با کسی ک ارتباط خوبی نمیتونه بگیره ، سعی نمیکنم ارتباط خوبی بگیرم

-------------------

اشتباهات گذشته منو رها نمیکنند !!!
اشتباهی که تو سال 99 کردم هنوز گریبان زندگیمو گرفته

دعام کنید

2024/6/4 ساعت 6:48 PM توسط جوجو | 

+ باورم نمیشه هنوز هم دخترایی در جهان هستی وجود دارن ک دیر جواب دادن رو نوعی با کلاسی میدونند، درصورتی ک برای پسرای بالای 27 سال که حس مردونگی بسیار زیاد و حس پسرانگی بسیار کمی دارند ، این نوعی رفتار سمی و نوعی نه به حساب میاد!!! منم همیشه میگم که اوکی پس دلش با من نیست، که در اکثر مواقع میفهمی خانم بعد دو ماه میاد میگه عه خبری نشد ازت؟ و وقتی دلیلشو میگی میگه بابا سرم شلوغ بود و بعدش میفهمی که نه ناااااااز میکرده... ناز کردن نداره دوستان ...

+ یکی بهم گفت تو خیلی نارسیسیم هستی .. گفتم اره چون نارنج دوست دارم ... !! اخه این حرفا چیه .. یهو بگو کصخلی دیگ ... خارجی چرا حرف میزنی

+ U woild always win , but i said fire to the rain
این اهنگ رو همش تو ماشین گوش میدم .. راستی ماشین جدید خریدم .. لطفا بعم تبریک بگید خوشحال میشم. ماشین قبلی زیادی کوچیک بود برام ... و مامانم همش میگفت ایشالا ی ماشین بزرگتر بخری!!! ( اونایی ک فکر میکنند ادمی هستم که پز میدم و اینجا میخوام شو اف کنم و این موضوع اذیتشون میکنه همین الان دکمه سیکتیرشون رو بزنند!!! اگر نمیدونید دکمه سیکتیر ینی چی از ی دوست ترک بپرسید ... چون اینجا دوست دارم چیزهایی ک خوشحالم و یا ناراحتم میکنه رو ب اشتراک بزارم .. چ برا خودم چ کسایی ک میخونند پس اگ اذیت میشی .. دکمه رو بزن بزرگوار و برگرد ب زندگی سیکیم خیاری و تاریک خودت و غصه بخور )

2024/6/2 ساعت 11:34 PM توسط جوجو | 

تو جواب دادن کامنتا ی اشتباهی کردم نوشته بودم ادمای احمق دلسوزن ک ب پیر ب پیفمبر میخاسم بگم اره ادم های احمق ب دلسوزی نیاز دارن ..
ینی ذهنم اینو میخاسته بگه ... لب و دهنم ی چی دیگ میگفته و چک هم نکردم .. پوزش از " خودم برای خودم "


و بقیه دلسوز ها که باهوش هستند

............

خدافظ جام
گل پرسپولیس افساید بود .. هیچ
من بدشانسم هیچ
من گوه شانسم هیچ
من ریدم هیچ
نای زندگی ازم گرفته شد بعد از از د دادن قهرمانی ب این شکل

( شوخی میکنم، زندگی ادامه داره و ما قوی تر بر میگردیم )


مرسی از دوستان

BTW برای روحیه دادن و تبریک گفتنش
خودم برا خودم / برا استقلالی بودنش

ریحانه برای استقلالی بودنش

رضوان برای فوتبالی شدنش ...

ممنون ازتون
کمی از غم نایب قهرمانیمو کم کردید ..
اصن غم از دست رفت
.......................................................

تبریک به پیروزی چی ها
جدای اینک نامردی قهرمانی شدید ولی خب حقتون بود

با اینک دوس دارم نکونام بمونه ولی اگر قرار بود همچی ادمی اولین فصلش قهرمان بشه

سنگ رو سنگ بند نمیشد تو ایران ... پس اتفاق بدی نبود !!
بازم من از جواد تشکر میکنم و میخام ک بمونه اس اس
باشد ک رستگار و عاقل شود و عذر خاهی کردن بلد شود
.............
مرسی از خودم ک همیشه طرفدار استقلالم
بعد بازی .. استقلالی تر شدم و میمونم و پرچم استقلال رو بوس کردم ( ارع اره اسکلم )

2024/6/1 ساعت 6:40 AM توسط جوجو | 

امید عجیبی دارم فردا قهرمان استقلال میشه🥵

هروقت این امید رو داشتم

به نتیجه نرسیده

فک کنم این بار هم نشه

2024/5/31 ساعت 10:52 PM توسط جوجو | 

دیگه دیره دل اسیره داره میره که بمیره

پ ن : یکی از کراش های 6 سال پیش بهم پیام داد و
با گشاده رویی و مهربونی باهام چت کرد ولی از اونجایی که کسی ک رفته و قبولت نکرده بهتره بره برنگرده ...
من این اهنگو پلی کردم تو ذهنم و ایگنورش کردم ...

راسته میگن ادما اینجورین
مردا سن پایین هی توهین میبینن
وقتی سنشون میره بالا
شرابطشون بهتر میشه .. دیگ خیلی سخت دل میبندن

خانم ها هم تو جوونی توهین میکنند .. ب مرور میفهمن دنیا
اونجوری هم وقف مرادشون نبوده .. و ولو دیر سرشون ب سنگ میخوره
حالا اونایی ک زود ازدواج کردن ک تکلیفشون فرق داره..
یادمه بهش پیام دادم
بعد از 20 ساعت جوابمو با یه "نه" خالی داد !!!
مثلا پرسیدم اره بارونو دیدی؟
نوشت نه !!! ( بعد 20 ساعت)

خب معلومه دیگ حوصلم سر کشیده بعد این همه مدت
منم پیامشو سین زدم و ی لایک تو تلگرام براش فرستادم
فکر میکنم عادلانه و خوب بود ...

2024/5/28 ساعت 11:40 PM توسط جوجو | 

استقلال و پرسپولیس جفتشون بردن

اجازه بدید دیگه امیدی نداشته باشم

پرسپولیس تقریبا قهرمان شد .

حتی ته ته ته دلم هم امیدی ندارم...

میشه گفت این برد واسه استقلال همون مزه ی غذایی میداد که قبل اعدام کردن یه نفر بهش میدن..

بازی های هفته اخر رو نگاه نخواهم کرد ( زر میزنم و نگاه میکنم با استرس) !! چون میدونم قهرمان نمیشیم !!

اگر پرسپولیس ببره قهرمان میشه

تنها راه قهرمانی استقلال اینه ک پرسپولیس بازی اخر ببازه با مسااوی کنه

بعیده

رتبه تعداد بازی / امتیاز
1 پرسپولیس 29 65
2 استقلال 29 64
3 سپاهان 29 54
4 تراکتور 29 51
5 ملوان 29 40
6 شمس آذر 29 39
7 ذوب آهن 29 39
8 آلومینیوم 29 38
9 گل گهر 29 36
10 مس رفسنجان29 35
11 نساجی 29 29
12 هوادار 29 29
13 پیکان 29 27
14 فولاد 29 26
15 اس خوزستان 29 25
16 صنعت نفت 29 21
جدول کامل لیگ برتر ایران

2024/5/28 ساعت 8:54 AM توسط جوجو | 

امیدوارم امروز

یا رضاوند

یا ارمان رمضانی

گل بزنند

مخصوصا رضاوند که خیلی داره بهش انتقاد میشه

و الان خیلی منفور شده !!!

دلم براش میسوزه

پرسپولیس هم ک میبره احتمالا ولی امیدها هنوز زندس

2024/5/27 ساعت 8:50 PM توسط جوجو | 


یه میتینگ مهم میخواد بره تو پاچه ام ... امیدوارم خوب از پس کارا بر بیام

فشار زندگی کم شده و دوسش دارم

2024/5/26 ساعت 1:10 PM توسط جوجو | 

ی اهنگ افغانستانی پیدا کردم

میگه:


رقم تو نمیشم

خانم تو نمیشم

خیلی باحاله ...

2024/5/25 ساعت 6:29 PM توسط جوجو | 

مبارک پرسپولیسی های عزیز

جام امسال حق پرسپولیس بود...

تیم ترسو، آدم ترسو ، خانواده ترسو، مدیر ترسو

همیشه بازندست ... این استقلال ترسو بود

با اینکه شخصا 3% شانس قهرمانی استقلال رو هنوز قایل هستم

ولی فرض میکنم همین 3 درصد هم نیست و قهرمانی رو به پرسپولیسی ها تبریک میگم

گرچه هنوز هم امید ها زندست ....
.....................................................

بهترین کامنت دهنده بلاگفا برگشته:
خودم برای خودم####
دلمان تنگ شده بود

2024/5/22 ساعت 8:13 PM توسط جوجو | 

ذهنم درگیر استقلال شده و فقط به قهرمانیش فکر میکنم

________________

سلام ایران

________________

گاهی به باباهاتون زنگ بزنید یهویی.. درباره چرت و پرت حرف بزنید، اخرش هم بدون درخواست یا خبر خاصی بگید اره خوب شد حرف زدیم و خدافظ

حس خوبی بهشون میده تو این شرایط شخمی
البته ک بابام گفت چ کشور های چرت و پرتی میری و
من گفتم تو کدوم کشور های خوبی رفتی باباجان ب جز شابدولعظیم؟
گفت از وقتی تو ب دنیا اومدی دیگ کمر صاف نکردم ..

خیلی همو دوس داریم میدونم

________________

2024/5/21 ساعت 9:2 PM توسط جوجو | 

خیلی خوشحالم که هنوز نرسیده ، تیم جدید با من مهربون عمل کردن و حرفامو گوش میدن و کارا عالی پیش رفته ..
تو دوتا سفر اخری ک رفتم ایده رو پیاده کردیم . ارايه کردیم ..
و طرف مقابل گفت
من نظری ندارم و باید بیشتر یاد بگیرم

یعنی عالیه

عالی عمل شده .. ینی نتونستن ایرادی بگیرن!!!

.......................................................................................
لباس خوشگلامو پوشیدم رفت بیرون و همکار عزیز 10 تا تیکه نااااب انداخت بهم

مشخصات
روزنوشت های یک آقا مهندس تنبل اینجانب یکی از عشّاق پیکان میباشم.
توجه: به دلیل کمی تنبلی ممکن است که در نوشته‌هایم اشکالات نگارشی وجود داشته باشد و من نیز حوصله‌ی اصلاح آن‌ها را نداشته باشم. سعی می‌کنم تند تایپ نکنم، اما هر پست کمتر از دو دقیقه زمان می‌برد و این موضوع باعث می‌شود که بتوانم هر روز بنویسم. اگر بیشتر از دو دقیقه زمان ببرد، هر روز نمی‌نویسم و شاید هفته‌ای یکبار بنویسم. لطفاً تنبلی من را با هوش و ذکاوت خودتان جبران کنید و نوشته‌هایم را بخوانید.

چقدر کتابی نوشتم این متن رو !!!!

آمارگیر وبلاگ