2023/4/20 ساعت 10:28 PM توسط جوجو | 

شرایط دو تیم:

هردو تیم برای قهرمانی میجنگند ولی تیم سپاهان دست بالا رو داره
چون در صورتی که امتیازش با پرسپولیس یا استقلال برابر بشه بازم قهرمانه!

پس این بازی مرگ زندگیه
اگر مساوی بشه ، سپاهان کارش خیلی خیلی راحت میشه و 85 درصد قهرمان میشه

چون دو رقیب مستقیمش ازش عقب افتادند
اگر پرسپولیس ببره، امسال استقلال قهرمان نمیشه چون عملا از گردونه شانس میره

بیرون و سه بازی باقی مونده هرکاری کنه بازم قهرمانیش خیلی خیلی بعیده

برعکس اگر استقلال هم ببره، پرسپولیس کلا میره تو دیوار ..

خلاصه هر تیمی ببره، با یک روحیه بالا . میره سراغ سه بازی باقی مونده و

منتظر میشه تا سپاهان تو یکی از سه بازی مساوی کنه یا ببازه تا بیاد صدر جدول


مساوی هم برای هردو تیم باخته و برای سپاهان برد

استقلال عناصر هجومی برتری داره نسبت به پرسپولیس
ولی دفاع پرسپولیس از استقلال بهتره

استقلال بیشترین گل رو زده
پرسپولیس کمترین گل رو خورده

هردو تیم مایل به هجوم بیشتر اند ولی استقلال امسال برعکس استقلال شاه فرهاد محیدی
نترس تر بازی میکنه و بی مهابا میخواد که گل بزنه !!!

من با دلایل فنی هم میگم استقلال میبره ولی یه چیزی تو دربی ها حرف اول رو میزنه

روحیه ! هر تیمی روحیه اش خوب باشه برنده ست ... تحلیل فنی کشک چیه !!
خلاصه بازی خیلی غیر منطقیه یکشنبه
.............................................
کلا 15 هزار تماشاگر اجازه دادند بره ورزشگاه

پیش بینی خودم : استقلال 2 - 1 پرسپولیس
حس میکنم یکی از گل هارو یامگا یا محبی بزنند

ترکیب پیشنهادی من به آقام ساپینتو

سید حسین حسینی

یامگا غلامی سیلوا سلمانی

روزبه مهری رضاوند
قایدی مخبی ارمان رمضانی



هیچ کس ارمان رمضانی رو دوست نداره ولی من خوشم میاد ازش و امیدوارم اون گل بزنه
گرچه شاید اصلا بازی هم نکنه چون سرمربی ترجیحش اینه گزینه های دیگه ای رو بیاره تو زمین
ولی خب آرزو بر جوانان عیب نیست

#تحلیل_فنی

2023/4/19 ساعت 6:52 PM توسط جوجو | 

خب خب ... یکشنبه دربی رو داریم !!
دقیقا صدمین تقابل سرخابی‌هاست...
100 ام رو باید ما ببریم !!
بفهمند دنیا دست کیه !

بسی خوشحالم برا اینکه قطعا برد با استقلاله
و لنگ هم یه سطل ماست میبره خونشون

تا یکشنبه دربی نوشت داریم !!!!

2023/4/18 ساعت 4:44 AM توسط جوجو | 

یکی سوار ماشینم شد
گفت چ رینگ قشنگی انتخاب کی بوده؟
میخواستم بگم از تعداد زیادی بلاگفایی پرسیدم و نظر سنجی کردم
یادم افتاد نباید بگم

ضایست
خلاصه گفتم یه دوستی پیشنهاد داده !!!

2023/4/18 ساعت 3:53 AM توسط جوجو | 

من بودم، حاجی نصرت، رضا نصرت، علی فرصت، آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آب‌منگل. می‌شناسیش.
آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم اصلا ما تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایۀ دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجو جور شد؛ رو تخت نشسته بودیم داشتیم می‌خوردیم.
اولی‌ رو رفتیم بالا به سلامتی رفقا، لولِ لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع، پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آشیخ علی نامرد ساقی شد. گفت: برین بالا؛ مام رفتیم بالا. گفت: به سلامتی میتی [مهدی]، تو نمیری، به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی، ضامن‌دار اومد بیرون. رفتم و اومدم، دیدم کسی نیست همه خوابیدن.
پریدم تو اُتول. اومدم دم کوچه مهران، بغل این نُرقه‌فروشیه.اومدم پایین، یه پسره هیکل میزونه ـ اینجوریه ـ زد به‌هم، افتادم تو جوب. گفتم: هته‌ته گفت: عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومی‌شم زد؛ از اولی‌ش قایم‌تر زد.
دست کردم جیبم که برم و بیام؛ چشامو وا کردم دیدم مریض‌خونه روسام.
حالا ما به همه گفتیم زدیم. شومام بگین زده. آره! خوبیت نداره؛ واردی که...

.......

یه یارویی تو شرکتمون هست

تازه فهمیدم استقلالیه

باهاش کلی تحلیل کردم همه بازیا رو

اعصاب جفتمون خرد بود بابت این وضع استقلال

فرداش دیدمش

یه سلام با زور کرد بهم

انگار خار و مادرشو فحش داده بودم دیروز

والا ملت رد دادن چی شدن نمیدونم

2023/4/16 ساعت 10:50 PM توسط جوجو | 

رو سنگ قبرم زیر جمله‌ی «آمد؛ رید؛ رفت.»
بنویسید ضمناً بسیار نیز سوال حل کرد.

2023/4/15 ساعت 5:50 PM توسط جوجو | 

تو دنیایی هستیم که نمیتونم درباره زندگی پس از مرگ صحبت کنم، نمیتونم بگم فلان کارو نمیکنم چون گناه داره

چون بعدش یه برچسب میزنن رو آدم بعنوان دمده و منگل ..

و خودشون چون به هیچ قید و بندی اعتقاد ندارند خیلی به روز هستند.

واقعا چجوری میتونید کل عظمت خلقت رو به یک زندگی ۸۰ ساله محدود کنید و فکر کنید کل کارهایی ک میکنید، میره تو سطل آشغال دنیا و جایی ثبت نمیشه؟؟؟

خیلیا میگن علم . ما هم مثل حسوانات دیگریم ولی باهوش تر ...

وچیزی ک براشون مهمه فقط علم و تکنولوژیه ...

در حدی از ماجرا پرت و شوت اند که اصلا من بحثی باهاشون ندارم

سرم رو تکون میدم و میگم اررره راست میگید منم قبول دارم

واقعا ترس ناکه

من اگر ب جهنم اعتقاد نداشتم دهن همه روسرویس میکردم

بعد چجوری شما میتونید بدون اعتقاد به اتیش و زجر ، اینقدر نایس بمونید؟؟؟؟؟

2023/4/15 ساعت 11:12 AM توسط جوجو | 

یک روز برای سحری خوردن، مهندس تنبل با خلق و خویی بسیار عجیب و غریب از خواب بیدار شد. از خواب بلند شده بود که دلش می‌خواست یک صبحانه لذیذ و پرانرژی داشته باشد. اما متوجه شد که در آشپزخانه از همه چیز کمبود دارد و فقط تخم‌مرغ موجود است. به خود گفت: "من امروز برای صبحونه فقط تخم‌مرغ دارم، نبینم کسی ناله کنه، بدبخت‌تر از من هیچ‌کس نیست."

با این حال، او تصمیم گرفت که از تخم‌مرغ‌ها بهترین استفاده را ببرد. او ابتدا به فکر درست کردن یک املت خوشمزه افتاد ولی به یاد آورد که پنیر و گیاهان تازه‌ای ندارد. بعد به ذهنش رسید که شاید بتواند تخم‌مرغ را سرخ کند ولی متاسفانه روغن هم در خانه نبود.

فلذا سحری خود را اینگونه خورد !!!!

تخم مرغ ابپز

خوراکش تخم‌مرغ بود، در روز و شب به کاری

که در بی‌پولی او را، می‌بخشید آرامش و باری

وبلاگی داشت در کنار، خوانندگانی دوست داشت

نوشته‌هاش پر از حکایت، از دل دوستان برخاست

مهندس تنبل بر خط، به دوستانش می‌نوشت

که تخم‌مرغ و بی‌پولی، چه درس‌ها به او گفته بود

خوانندگان وبلاگش، به دوستی او پاسخ دادند

که از این دوستی ساده، دلشان پر از شادی شد

مهندس، تخم‌مرغ و دوستان، در این دنیای سرگردان

به یاد ماندند همیشه، به عشق و دوستی پابرجا


/////////////////////////////////////////////////
کار هایی که میخوام بکنم




خوابیدن



رفتن به نمایشگاه رعنا و نیما ( قول دادی باید بری و میری حتما تا احساس تنهایی نکنند)



ریختن آشغال های خونه تو سطل آشغال سر کوجه



خوندن بخش هایی از کتاب آموزش Embedded engineering

خرید پفک و چیپس و ماست برای دیدن فیلم و آماده کردن خونه

( خاموش کردن چراغ ها و تنظیم کردن تخت برای تماشا )


دیدن فیلم troy برای سه هزارمین بار


//////////////////////////////////////////////////

دستم رفت رو آتیش گاز یه بوی کله پاچه بلند شد .. نمیدونم دستم بود یا

موهای دستم ولی بوش خیلی خوب بود (:

///////////////////

یه جلسه سه نفره داشتیم .. خروجیش خوب بود ..

//////////////////////////////

میخوام برای اولین بار یه کم وبلاگ رو شخصی کنم ولی نمیخوام ارزش قلم رو از دست بدم
فلذا وبلاگ همینطوری میمونه ... (: (:

/////

کسایی که دنبال کار هستند ..
میخوام یه کم از راه های پیدا کردن کار بگم به درد تون بخوره شاید !!!

وب سایت هایی که میتونید کار پیدا کنید و نوع کار هایی که هستند ..

ولی فعلا اگر هیچی بلد نیستید .https://www.codecademy.com/

این وب سایت رو نگاه کنید ..

چارتا چیز یاد بگیرید تا رزومه داشته باشید ...

+++++++++++++++++++++++++++++

مدل موی بعدی:

2023/4/14 ساعت 2:35 AM توسط جوجو | 

داستان مردی رو شنیدین که خودشو ازطبقه‌ی پنجاهم ساختمون پرت می‌کنه پایین،
درحال سقوط به هرطبقه‌ای که می‌رسه
به خودش می‌گه:
تااینجا که اوضاع مرتبه
اوضاع منم دقیقاً همینطوریه!

🎥 La Haine |

+++++++

اقا چرا من انقد تنبل ام ؟ جواب بدید خدایی


روی جنس خوب تمرکز کنی خودش بازارش رو پیدا میکنه

امروز رفتم کارخونه ی اسباب بازی
فکر میکنم صاحب کارخونه سنش بیشتر از 35سال نبود ولی خیلی خوش فکر و فعال
چند تا کارگاه تولیدی داشت
می‌گفت میتونم چندین کارگاه تولیدی دیگه بزنم ولی مشکلم با

قوانین دست و پاگیره می‌گفت آنقدر مشتری دارم که اصلا نیازی به تبلیغ ندارم
امسال تصمیم گرفتم همه کارم رو قانونی کنم تا با خیال راحتتری کارم رو گسترش بدم
برای آشنایی بیشتر با کارشون از کارگاه بازدید کردم موسیقی بلندی در حال پخش بود
همه ی پرسنل جوان و در حال کار
لذت بردم از حال و هوای تولید .

یک مینی بوس بهم هدیه دادند
وقتی امروز مینی بوس رو نگاه میکردم امیدوارتر شدم که جوانها در حال کارند
پس میشه به آینده امید داشت

..................................................................

چرا کسی رو که نمیخوای مثل کنه بهت میچسبه ؟
چرا کسی رو میخوای ازت فراریه ؟

کافیه اونی که تورومیخواد رو تو هم بخوای
زمین و زمان دست به دست هم میدن که جلوش سوتی بدی و خودت رو خراب کنی

.................................................................

از خودم ممنونم که پست هایی که میزارم خیلی خوبن (:

2023/4/13 ساعت 10:40 PM توسط جوجو | 

+ صبح به سختی از خواب بیدار شدم.
خواب کافی بود
ساعت 10 و نیم شب خوابیدم سحر بیدار شدم

از این سیستم زود خوابیدن و زود بیدار شدن لذت میبرم

پاشدم دیدم حس رفتن به شرکت نیست ، بدون خبر دادن به کسی کارمو از خونه کردم

ساعت 10 صبح یک پیام گرفتم:
" سلام مهندس (فامیلی)
غریب به ده روز از قرار ما گذشته و هنوز نتایج برام ارسال نشده
لطفا در اسرع وقت جواب بدید "


10 دیقه طول کشید تا سبک سنگین کنم و جواب بدم و فکرامو بکنم..
بعد از ده دیقه جواب دادم:


" سلام، از اونجایی که میدونید، این پروژه رسیدن به نتایح دلخواهش کمی وقت گیره، البته بیشتر از کمی.
ده روز زمان بسیار کوچیکی هست که من بتونم نتایح رو بفرستم.
ازتون زمان بیشتر نمیخوام، بلکه میگم انتظاراتتون زیاده تا بعد از ده روز به نتایج برسم.
"


پاسخ اوشون بعد 2 دیقه:

" من منظورم نتایج دلخواه نبود. منظورم هر نتیجه ای بود . "


پاسخ من بعد از دو دیقه :

" تمامی نتایج براتون ارسال شده. نظرتون رو بفرمایید "



پاسخ اوشون بعد دو دیقه :

" بسیار ممنونم. لطفا در اسرع وقت درباره قرا ملاقات به من خبر بدید . "


پاسخی ندادم به پیام آخرش.



+
ماشینو روشن کردم
ویراژ وار رفتم شرکت پست، بسته رو گرفتم
گفتم میشه بگردی ببینی بسته دیگه ای هست؟

رفت گشت گفت نه همین بود برای تو
درصورتی ک 4 تا بسته داشتم

+ اینقدر گرمم شده بود عرق کردم ..

کولر ماشین برخلاف ماشین قبلی خیلی خوب کار میکنه

بالاخره یه جا حس پولداری بهم دست داد
از پراید سواری راحت شدم آخرش.


+ ماه رمضون بسه دیگه تموم شو حالمون بد شد

+ اصلا برام مهم نیست بقیه چی میگن
فقط یه جوری پشت ادم حرف بزنید به گوش ما نرسه ممنون

اگر هم میبنم به گوشم میرسه
اونایی ک حرفای دیگران رو به من میگن رو حذف میکنم

بالاخره این چرخه خاله زنک بازی تموم شده و زندگی بدون
افراد سمی خیلی قشنگ تره

حقمه
حقمه برا این همه سختی که کشیدم و این همه متکی بودن به خودم
حقمه اون روزایی که همه خواب بودن من کار کردم
روزایی که همه دور دور میکردن من چسبیده بودم به کارم
روزایی که بقیه دنبال الواطی بودن من فکر میکردم تا روابم=طم رو درست کنم

الان اینم نتیجه اش
ادم های سمی حذف شدن

؟/////////////////////////////////////////////////

از آدم های خسته و نا امید و ضعیف بدم میاد
کلا حوصلشون رو ندارم

2023/4/13 ساعت 4:43 AM توسط جوجو | 

قبل از پست من برید
پست جدید ایشون رو درباره خاطره سینما رفتنشون بخونید

با اختلاف بهترین پستی بود که تو بلاگفا خوندم
http://sokhan.blogfa.com/


//////////////////////////////////

خوندید؟

اگر نخوندید پستشون رو، پست منم نخونید پس ..

///////////////////////////////////////////////////////////////////
به سختی چشمامو باز نگه داشتم
مسیر برگشت به خونه رو عوض کردم، از مسیر پیچ در پیچ رفتم که خوابم نگیره پشت فرمون
پتانسیل خوابیدن پشت فرمون رو ندارم ولی خیلی خسته بودم !!!
چند بار خواستم بپیچم تو فرعی بزنم بغل یه گوشه دنج پارک کنم و صندلی رو بخوابونم و بخوابم
ولی حس خواب هم نبود ..

موزیک رو تا آخر بلند کردم
موزیک آمریکای جنوبی ک دونبالا شونبالا چیگالا دیلیری میخوند و هیچی نمیفهمیدم
ولی ریتمش از خواب آلودگیم کم کرد ..
ماشینا ویژ ویژ رد میشدن

مغزم داشت منفجر میشد ، سرم یه حالت درد گرفتنی مثل بعد سیگار داشت
و همچنان چشم هام رو باز نگه داشته بودم ولی پاسخ مغزم به اتفاقات اطراف کند بود!
رسیدم خونه.. خوابیدم
ساعت 10 بیدار شدم
قهوه خونه محل تا 12 بازه
رفتم یه چی بخورم! از لاس خشکه زدن یه پسری با یه دختره خسته شدم..
دوست داشتم دکمه میوتشون رو بزنم صداشون نیاد
پسره داشت از داستان دعواش میگفت
اینقدر بی اهمیت بود که حتی گوش نکردم که بخندم.. حتی نفهمیدم چی داره خالی میبنده

برگشتم خونه
تلگرمو چک کردم
هیچ کس پیام نداده
سرم هنوز درد میکنه ولی اصن خوابم نمیاد

اومدم بخوابم
تو خواب و بیداری
یادم افتاد پنجره بازه
احتمال سرما هست

انگار جن حمله کرده بهم! بلند شدم با ندای ای شیر تو این زندگی
پنجره رو بستم

با این که انتظار داشتم خوابم بپره

ولی نپرید
با همون قوت خوابیدم !

صبح ساعت 5 زندگی قشنگمو شروع کردم!
روز بعدی همراه با سر درد خواب آلودگی
خستگی از باشگاه بوکس و بی تفاوت بودن نسبت به مردم !!


اینه زندگی یه مهندس!
یه سیگار مارلبرو باسن قرمز هم بخرم .. خود مهندس واقعی میشم

......................................

2023/4/12 ساعت 4:58 PM توسط جوجو | 

خالی کردن مثانه بعد از ساعت ها عدم دسترسی به دسشویی

وارد کردن شارژر گوشی توی پریز ۱۰ ثانیه قبل از خاموش شدن گوشی

صدای کلید انداختن کسی که دو سه ساعته منتظری بیاد خونه

خوردن توت فرنگی با نمک، در حالت ایستاده تو آشپزخونه

شنیدن جمله " نگرانش نباش، من حلش میکنم "

خوابیدن روی مبل با شلوار جین و جوراب و پیراهن رسمی و تلویزیون روشن

دیدن نوتیف پیام کسی که باهاش قهر کردی برای منت کشی

2023/4/12 ساعت 9:13 AM توسط جوجو | 



اسم هتل رو دقیق یادم نبود ولی صاحب هتل اسمش لی لی بود
فارسی رو به سختی حرف میزد
6 سال بعد بازم رفتم همین هتل
فارسی اش فول شده بود و عالی حرف میزد

ایروان - پاییز سال 90

برچسب ها :

اشتراک تصاویر یوهویی

2023/4/12 ساعت 9:5 AM توسط جوجو | 

2023/4/10 ساعت 7:30 PM توسط جوجو | 

یعنی چقدر تو میتونی خوب باشی لهنتی

خانم، مهربون، منطقی و زیبا ...
البته خوبه من ایشون رو ندیدم اصلا
و فقط از آهنگ هاش این برداشت رو کردم...
حس میکنم از این خانم ها بوده که یه مرد بی خاصیت بهش تحویل بدن
و اون رو یه فرد موفق ، پولدار ، با شخصیت بکنه !!!
از اینا که حواسش به زندگی هست
غم هارو به جون میخره
زنجیر عشق آدم رو دستش میگیره ..

خلاصه که هر وقت تو ماشین پلی میشی، لبخند میاری روی لب من
تنها خواننده هایی که هیچ کدوم از آهنگ هاتون رو جلو عقب نمیکنم و نمیزنم بعدی
تو و معین هستید ...
حتی این کار رو با داریوش میکنم چون گاهی آهنگ هاش مداحی میشه !!

ولی شما خیر! یه سطح دیگه ای ...

ازدواج معین و مهستی میتونست بزرگترین لطف تاریخ به موسیقی ایرانی بشه


ولی حیف که از دو نسل متفاوت بودند و معین هم از خانم های سانتال مانتال

خوشش میاد(:

خیلاصه که ایول افتخار دَدِه‌بالا (اسم اصلی مهستی)

ایشون متولد خیابان ایران در تهران هستند.
کسایی که نمیدونند این خیابون چه منطقه مهمی توی تاریخ ایران بوده
یه گوگل بکنند که چندین نفر اینجا زندگی کردند.
یه چیز شبیه منهتن آمریکا بوده والا...
همه اونجا زندگی میکردند.

.................................................................................................


رتبه بندی خواننده ها برای من:


1. معین
2. مهستی
3. سیاوش

4.تاتلیس
5. داریوش
6. هایده
7. محسن یگانه
8. مارتیک
9. حبیب

10. یاس

کدوماشون با شما مشترکه؟

شما هم رتبه 1 تا 5 تون رو بگید
یا 1 تا ده

اگر دوست داشتید تو وبتوون بزارید ملت بخونند.

2023/4/10 ساعت 2:22 AM توسط جوجو | 

چندتا کار باید انجام بدم تا ۳ روز آینده اینجا مینویسم :

گرچه تمام تلاشمو میکنم به همشون برسم

۱. تمیز کردن کل خانه .. به هم ریختگی کلافم کرده، گرچه در این به هم ریختی نظمی هست که در مرتب بودن نیست، ولی خب.. انسانم و باید کمی مرتب کنم.

۲. بررسی پروژه شماره ۶

۳. انجام پروژه اصلی و ارسال نتایج آن تا ۲۴ ساعت آینده

۴. ارتباط با بقیه مهندسین و نظرخواهی

۵. ست کردن تایم ملاقات با مدیرعامل تا دو روز آینده برای جلسه خصوصی

۶. اماده شدن برای جلسه خصوصی و جمع آوری نتایج

۷. پیدا کردن دلایل شکست پروژه های قبلی و ارائه آن به واحد مالی

۸. درست کردن غذا

۹. چسباندن توری برای پنجره برای جلوگیری از ورود حشرات ) فوری(

۱۰. خواندن کتاب مذکور برای انجام پروژه فرعی مداری

۱۱. خواندن کتاب دوم برای ‌کلاس

۱۲. رفتن به باشگاه بعد از افطار

/


راستی رینگ هارو هم انداختم :


////////////////////////////////////

قفلی زدم رو این آهنگ:

Burak Bulut & Eda Sakız - Bu Aşkın Katili Kim



فکر میکنم یه حس همزاد پنداری ای با جوانان استانبولی و عاشق دارم
هم قیافمون شبیه هست و هم حالت اسکلی مون ...

من نه با اعراب مشکل دارم
نه با ترک ها
نه با افغانستانی ها
به نظرم همه مون تو یه کشتی هستیم
افغانستانی ها فارسی حرف میزنند
عرب ها ، هزاران فرهنگ شبیه به ما دارند
ترک های ترکیه هم فاز احساسی و خانوادگی شون خیلی به ما شبیه هست
و اگر برگردیم به دویست سال قبل، همه مون یه مدل و یه مشکل داشتیم..
ولی امان از نژاد پرستی و خود برتر بینی و آریایی آریایی کردن یه مشت بچه سوسول
که نه تاریخ میفهمن نه میهن پرستی و نه نوع دوستی !!

////////////////////////////////////////////////////////


زندگیم نظم داره ولی نظمش کمه
باید بجنبم که درست بشه همه چی

+++++++++++++++++++++++++++

جای اضافه کردن آدم جدید ندارم
همه تپه های ری..ده شده قبلی هنوز بوش میاد!!!!

ینی هنوز آدم های قبلی زخمشون مونده


++++++++++++++++++++++++++++


یکی هست قیافش شبیه بچه های اسلامشهر و جاده ساوه ست


گارسون رسیتوران

خیلی هم نایس و با ادبه
پسره


میخوام برم بگم داداش تو بچه محل ما بودی لات خوبی میشدی
حیف شدی مشتی!
باید الان یه اتوبان رو میبستی ... نکه بیای برا من غذا بیاری ک


+++++++++++++++++++++++

هفته پیش ترکیه تشریف داشتم و این مسابقه رو رفتم

حس میکنم حق بوکسور مکزیکی خورده شد ولی خببب
به ما چه



2023/4/8 ساعت 4:55 AM توسط جوجو | 

امروز یکی از همکار ها ( آقای بندری) نتایج کارش رو برای من و آقای میکاییلی فرستاد.

میکاییلی و من هم قرار گذاشتیم دوتایی اونو راهنمایی کنیم.
گرچه من و میکاییلی بار ها با هم درباره چرت و پرت ترین موضوعات حرف زدیم

ولی اصلا حس رفاقت و دوستی ازش نمیگرم و صرفا یه همکار خوب و با سواده.
حس میکنم این باعث شده کار هامون با هم خوب پیش بره و بدون تعارف هم دیکه رو کمک کنیم.
ینی واقعا ارتباطمون حرفه ایه چون تعارف نداریم.

آقا امروز یهو من تو گروه نظرم رو نوشتم و گفتم اقای بندری به نظرم اینجاشو درست کن.
بعد میکاییلی بعد من ریپلای زد گفت
نه!
به نظرم خیلی هم خوبه و نباید تغییرش بده.

بعد منم بدو بدو رفتم پیشش حضوری گفتم داداش میکاییلی . نگاه کن .. اینجاش کلا داغونه . کار نمیکنه
گفت اره قبول دارم ولی تو تجربه ات اندازه من نیست و اشتباه میکنی .. به نظرم زیاد سخت گرفتی برا این بندری.
نباید تغییر بده چیزیشو ...


منم میخواستم بگم داداش خب چرا ما رو جلو یه مهندس جدید تو شرکت میچزونی..

نگقتما ولی تو ذهنم بود که :
من گفتم کاملا تغییرش بده بعد میای میگی نه خیلی هم خوبه؟ لااقل ننویس خیلی خوبه ... بنویس نیازی به تغییر نداره ..



خلاصه نمیدونم داستان چیه
میکاییلی مارو چزوند گرچه با من موافق هم بود ولی نمیدونم میخواست خود شیرینی کنه یا چی!!

ینی وقتی دلایلمو گفتم قبول کردا ولی زد زیرش و تو گروه دسشویی کرد به نظر ما ..



بندری بنده خدا هم گیج شده بود ...


2023/4/5 ساعت 7:47 PM توسط جوجو | 

یک خبر خیلی خوب

یک خبر بد

دارم تلاش میکنم خبر خیلی خوب

خبر بد رو پاک کنه

ولی هنوز تو ذهنم درگیری هست

2023/4/4 ساعت 1:57 PM توسط جوجو | 

GOD 

قسمت اخر مهمونی خوب بود. 

دیشب بازی رو بردیم خداروشکر.

با بدبختی، یه جاهاییش شبیه به دربی تهران شد.

دلم میخواد برم اروپا از نزدیک بازیا رو ببینم..

میشه؟؟؟!

نمیدونم فردا برم یا نه،،، نه حسش هست نه همراهش.

هیچ کس نمیاد.. خب نمیرم! 

ولی واقعا دلم میخواد ؛ 

مهمونی یه تیکه اش عالیییییع . 

به هومن سیدیم یگه

میزاری تو فیلم هات فحش بدم؟؟

توروخدا بزار فحش بدم !

منم دلم خواست به یکی اینو بگم.

توروخدا بزار بهت فحش بدم(:

هومن سیدی سلبریتیه .. ولی باز بهتره.کلا گارد دارم به کل

سلبریتیها.. 

++++++++++

اقا چرا اینجور شدم؟

حس کار نیست اصلا .. ولی خرامان خرامان 

دارم میرم جلو... 

+++++

بلاگفا خسته ام کرده... خیلییییی

 

2023/4/1 ساعت 1:17 PM توسط جوجو | 

 

اینو فرستاده میگه شبیه این کن خودتو ....

میگه سبیلات رو اینجوری کن@@

دیوید بکهام !!!؟؟؟؟؟؟؟؟ 

دیوید فاکینگ بکهام ؟؟؟؟؟؟ 

هیچی نگفتم .. 

آرزو بر جوانان عیب نیست 

2023/3/31 ساعت 2:35 PM توسط جوجو

از مدیرعامل رولز رویس پرسیدند چرا تبلیغ شما در تلویزیون پخش نمی‌شود؟
جواب داد چون کسانی که رولزرویس می‌خرند وقت تماشای تلویزیون ندارند.

 

2022

 

++++++++++++

امروز سهیل زنگ زده با پررویی میگه، بیا بریم با عرفان بیرون!! بعدش بریم مغازش تو پاساژ چندتا لباس برداریم

 

عرفان؟؟؟؟ عرفان خر کیه ؟ تو که میدونی خیلی وقته دوستیمون تموم شده چرا میگی آخه ..

بدم میاد یه عده الکی میخوان زور چپون و بازور آشتی بدن تو رو .. بیخیال دیگه ..

عرفان مذهبی نیست ولی یه نذر داشت که هر هفته بریم شابدولعظیم.

یادمه کلی باهاش میرفتم. انگار منم نذر داشتم.

سهیل گفت لااقل یه بار باهاش برو شابدولعظیم شاید آدم شدی .. 

دیگه اینجا فهمیدم قصدش فقط دیدن عرفان بوده و گفتم نه و بیخیال شد.

++++++++++++

یکی از همکلاسی های لیسانس اومده شرکتمون، بعد عید میخواد کارو شروع کنه..

اون میدونه من 2 ساله اینجام ، ولی من نمیدونم (مثلا)

کلا خیلی نمیشناسمش فقط 4 سال همکلاسی بودیم، منم که استادِ به کتف گرفتن بودم. طبیعی بود نشناسیم همو

الان هم احتمالا چندین روز خودئمو بزنم به بی خبری .. یهویی خودش بیاد سلام کنه و ماجرا رو بگه

+++++++++++++++++

چن روزه بابام نگران فشار خونش شده، هی میگه بیا فشارمو بگیر ببینم ..

روز اول 16 بود . ترسیدیم همگی .. 

چند روزه انقدر غذا کم میخوره اومده رو 12. میگه تا اخر باید این نگه دارم..

پدر جان چی میگی؟؟؟ تقریبا روزه گرفتی ، چرا میخوای زجر بدی خودتو ؟

قبول نمیکنه .. اراده اش رو خیلی دوست دارم . تصمیم گرفته روش وای میسته

کاش یه ذره یاد میگرفتم. که حس میکنم یه ذره اراده ای هم که دارم؛ از اونه..

+++++++++++++

آهنگ:

اگه باز تو عشقمون نه بیاری

پا رو قلبم بزاری

خودمو به آتیش میزنم 

به جون تو نیش میزنم 

 

رو مخم مونده هی پلی میشه تو ذهنم 

++++++++++++++++

عید امسال من تنها همینجا موندم،،

هیچ جا نرفتم، اینجا تو این خونه موندم .. خوش گذشت در کل.. واقعا راضی بودم..

++++++++++++++++

اون روز پسر عمو رو بعد دو سال تو خیابون دیدم. 

گفتم خدایا ، نیاد جلو حرف بزنیم .. نیااااد  حوضلشو ندارم 

دیدم .. عهه اونم دوستن داره حرف بزنیم. 

گفت خوبی؟ عیدت مبارک منم گفتم عید تو هم مبارک . سلام برسون .. 

اونم گفت تو هم سلام برسون و رفتیم ... 

شتتتتتت..... چقدر سریع و خوب احوال پرسی کردیم .. 

مطقابلا خوشمون نمیاد از هم ... ولی خب احترام ها رو حفظ کردیم .. 

96 درصد روابط من اینجورن(: ... خوشمون نمیاد از هم دو طرفه .. ولی احترام همو داریم .. 

و این خیلی خوبه .. 

++++++++++++++++++

حس میکنم بعد عید دیگه وقت ندارم روز نوشت بنویسم و حسش نیست ... 

 روزنوشت وقت میخواد واقعا . الان هم بیکارم 

برای فرار از بیکاری دارم اینکارا رو میکنم . 

4 صبح دیروز پا شدم .. رقص کنان رفتم دسشوویی .. بعدش سرچ کردم دیدم مثانه چقدر حجم داره >؟؟؟

از این سرچا زیاد میکنم... یهو ی اتفاق میوفته میگم بزار برم فلان چیزو سرچ کنم ببینم چرا اینجوره؟؟؟؟

+++++++++++++++

 رو لینک زیر کلیک کنید. یه کتاب رو در عرض 50 دیقه خلاصه کرده . درباره اینه که همه دروغ میگن...

وب سایت بی پلاس، یه گروهی اند که میان کتابو میخونند و یه آقای خوش صدا میاد اونو کامل و با ذکر جزییات و با 

لحن خودمونی برات خلاصه میکنه....

یه بار گوش بدید حتما مشتری میشیدو فکر کنم هر دو هفته ی بار یه پادکست میدن بیرون .. رایگان ...

و خیلی کتاب هاشون باحاله ...میرن یه کتابایی رو میارن که واقعا مفیدن... خیلییییییییی

https://bpluspodcast.com/podcast/first-season/everybody-lies/

++++++++++++++++++++++

فیلم sleepers 1996 

رو دیدم .. 

رو مخ بود.. ولی خوب بود .. درباره 4 تا دوست بودند که تو 12-13 سالگی میرن زندان بچه ها 

بعدش اونجا کلی اذیت میشن و ...... 

بردپیت هم بازی میکنه . شخصیتش هم دقیقا بهترین شخصیتی که بهش میاد ... 

باهوش و با فکر و منطقی ..

+++++++++++++++++++++++++

یه فیلم دیگه هم دیدم تو عید به اسم trance 2013

عجب فیلمی بود، روانشاسی+ هیپنوتیزم + جنایی و عاشقانه 

لذت بردم با اینکه اصن فیلم معروفی نیست و آندرریته .. 

++++++++++++++++

الان داره یاد میاد یکی هی میگفت آندر ریت ..

تو صحبتاش بحث رو یه جوری مدیریت میکرد که تهش به آندرریت برسه و ازش استفاده کنه

یکی از همکارا .. پارسال بود و دیگه رفت .. 

یهویی یادش افتادم . 

++++++++++++++

اون روز جلسه شرکت رو نرفتم. حسش نبود . پیام دادن چرا نیومدی؟ گفتم حسش نبود . 

ایموجی خنده فرستاد .. 

فکر میکنم بعد این همه مدت فهمیدن که وقتی حسش نیست چیزی نباید بهم بگن وگرنه 

کلا سر لج میوفتم باهاشون ... با ایموجی خنده کارو جمع میکنن .. یادم باشه یه کم درباره ساختار های شرکتای مهندسی براتون بنویسم 

مفیده قطعا .. اینکه روابط چجوریه و اینا .. ولی الان ک فکر میکنم، مفید نیست (: آخه به درد کی میخوره این حرفا؟؟

منم که میدونم و اونی هم که باید بدونه، میره خودش میبینه و میفهمه ...

++++++++++++++++++

معین میگه: چشام اشکی نداره به پای تو بباره ، یه قلب پاره پاره قسم خوردن ندارره .. 

دانلود اهنگ

2023/3/30 ساعت 9:50 AM توسط جوجو | 

امروز میخوام برم موهارو اینجوری کنم ...


دور سفید .. آلمانی طور
از 6 سالگی فقط مدل موی آلمانی داشتم!!!

هیچی به جز آلمانی نمیاد

این سری بیشتر میگم دورش رو سفید کنه

خلاصه هرکی رو دیدید، موهاش این مدلیه و تو یه ماشین نارنجی نشسته

داره معین، مهستی، هایده، آقام ابراهیم تاتلیس و یا حتی داریوش گوش میکنه

اون منم ..
سلام کنید

حالا تصورم و انتظارم اینه اونجوری بشم ولی چیزی که معمولا میشم اینه:


شبیه قاتل بروسلی

چون همیشه اول هفته سشوار میشکم موهارو

موها میره بالا

زیبا جادار مطمئن میشه

بعد اخر هفته که دیگ شل میشه و منم دیگ حال سشوار ندارم


میشم جاده ساوه اوشاخلاری

اگر نمیدونید جاده ساوه داستانش چیه این فیلم رو ببین.

https://www.aparat.com/v/pqtjs

پ.ن: امیدوارم عکسا باز شده باشن براتون

2023/3/29 ساعت 12:38 PM توسط جوجو | 

خوبی همسایه بی شعور داشتن چیه؟

وقتی اهنگ رو با صدای بلند گوش میده
تو هم با خیال راحت صدات رو بالا میبری ... شب ساعت 12 اهنگ معین رو بلند گوش میدی

موقع حموم کردن میزنی زیر آواز بدون ترس !!!
ساعت 6 صبح یادت میوفته میخ بزنی به دیوار و بدون ترس نااحتی همسایه اینکارو میکنی

نمیدونم به این موضوع چی میگن !

ولی دقیقا سمی شدن جامعه همینجوری!



ما اینقدرا هم آدم های بدی نیسم
ولی کنار هم سمی میشیم

رانندگی مون سمی میشه
تو صف وایستادنمون سمی میشه
فروشمون سمی میشه و گرون فروشی میکنیم
بخشش نداریم


چرا؟

چون بقیه اینجوری اند و رومون به روی هم باز شده ..
و چون همه سمی اند

سمی بودن ما برای ما هیچ ترسی نداره

دقیقا مثل اهنگ بلند گوش دادن من که کار زشتیه ولی من هیج ترسی ندارم

حتی گاهی هم حیفم میاد اهنگ رو آروم گوش بدم .. میگم بزار اون همسایه هه هم بفهمه منم بلدم بی شعور باشم




واقعا ذهن عجیبی دارم منم !

به هر چیز الکی ای نگاه فلسفی پیدا میکنم


اگر بابا بشم . خیلی رو مخ میشم شااااید (:
تا بچه ام باد معده بده . شروع میکنم تحلیل فلسفی ؟؟!!!


عجب !


دقت کردید امروز دارم ظهر پست میزارم؟ برید حال کنید دیگه

2023/3/29 ساعت 6:58 AM توسط جوجو | 

خانم ها ، آقایون

چرا من آدم نامرتبی ام ؟


اصن حس تمیز کردن خونه نیست !

2023/3/28 ساعت 11:1 AM توسط جوجو | 

تجربه نشون داده کسانی که با وجود خدمات اولیه در پله آخر میلغزن و با نفرت بدرقه میشنوn
تاریخ باهاشون مهربونه؛
نیکسون و رضاشاه با تف و لعنت رفتن ولی امروز محبوبن،
علی دایی بعنوان بازیکن و مربی تیم ملیو با فضاحت رها کرد ولی امروز عزیزه

2023/3/28 ساعت 3:48 AM توسط جوجو | 

عدسی درست کردم.

طعم و بوی خاص خوب خودش رو نداره ..

همیشه عدسی هام خوب میشدناا ولی الان چرا اینجوریه

نمیدونم والا ...

همون طرز قبلی هم درست کردم ولی فرق داشت

،،،،،،،،،،،،،،،،،،

این عکس رو ببینید.

من گاهی دوست دارم این مدلی باشم تا ادم های اطراف ازم فاصله بگیرن

ولی دقیقا وسط این حالت

یاد اهنگ

اهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم

میوفتم

گند میزنه به ماجرا ...

یعنی اصن ناراحتی ودپ بودن به ما نیومده تو ظاهر

گرچه تو درون ، متلاشی و خراب و ویرانه ایم ..

و ظاهرمون همیشه باید خنده باشه ..

نمیدونم ..

دیگه تلاش نمیکنم خودمو ناراحت نشون بدم

سعی میکنم مثل همیشه بریزم تو خودم

بدون اینکه کسی بفهمه

شعره بود میگفت

خنده من از گریه غم انگیز تر است ...

یه همچی چیزایی خلاصه ...

حال ما خوب است ولی باور نکن ..

2023/3/27 ساعت 3:45 AM توسط جوجو | 

خدا همه پدر و مادر ها رو نگه داره ..
اونایی که پدر و مادر ندارند هم بدونند که هنوز دعای پدر و مادرشون همراهشونه!!


این پست در وصف پدر و مادرمه ..


میخوام اخلاقشون رو در تصمیمات و کارهای زندگیم بگم:



من در 18 سالگی : میخوام برم دانشگاه خوب

بابا: تو نتونی کی بتونه ؟


من در 15 سالگی: میخوام عضو تیم ملی نوجوانان بوکس بشم.
بابا: تلاش کن، قطعا بهش میرسی چون بدنت آماده ست و از بقیه جلو تری.


من تو 20 سالگی: میخوام زودتر قبل ازلیسانس برم سرکار و شرکت مهندسی کار کنم


بابا: تو وقتی خوب درس خوندی ، خب بلدی، میتونی شغلت رو همین الان شروع کنی


من 22سالگی: وقتم کمه ولی میخوام کنکور ارشد بدم . باید رتبه یک تا ده بیارم
بابا: توی دانشگاه تاپ درس خوندی، باید بتونی


من 25 سالگی: تجربه و دانشم کافیه باید برم بزرگترین شرکتی که میتونم .

بابا: توکل کن میتونی، چرا نتونی. یه دلیل بگو که نتونی .. قطعا میتونی





و مادری که همیشه تو همه این سنین میگفت

چه بتونی و چه نتونی پسر خوشگل و خوب من هستی و نتیجه مهم نیست.

پدر و مادرم مخالف هم نبودند.. مکمل هم بودند برای من

مادر ساپورتیو
پدر محرک

پدر: چرا نتونی
مادر: اگر هم نتونی مهم نیست، وقت زیاده


و این شد که من با این همه تنبلی
با این همه اشتباه
با این همه بچگی کردن تو زندگیم

الان این جا ام ..

اینجا خبری نیست . موفق هم نیستم شاید
ولی اگر این پدر و مادر نبودن .. من الان تو باتلاق بودم بجا اینجا



خدایا دمت گرم

گاهی حس میکنم بهترین پدر و مادر رو دادی به من

و در حق بقیه اجحاف کردی

ولی حفظشون کن
...


مرسی بابا که من رو هل میدادی جلو

نمیزاشتی کم بیارم


مرسی مامان که با لبخند قشنگت همیشه منو دعا میکردی و میگفتی مهم نیست سخت نگیر


مرسی بابا که اینقدر محکم بهم میگفتی " اگر تو نتونی پس کی بتونه ؟ "
که واقعا باورم میشد من توانایی جسمی بیشتر و توانایی هوشی بیشتر نسبت به بقیه دارم

گرچه شاید در واقع یه آدم معمولی بودم .. .

ولی این روحیه ات منو شاااارپ مینداخت بالا ...



همیشه با هزاران سختی فکر میکردم من دارم کار درست رو انجام میدم ...

و تهش هم شد اون چیزایی که میخواستیم



مرسی مامان که همیشه بهم افتخار کردی

مرسی بابا که وقتی ازت پرسیدن پسرت چیکار میکنه
نگفتی خیلی باهوشه
نگفتی خیلی موفقه
گفتی اونم هیچی الافه

شاید سنتی بودی ولی خب دلیل داشتی که نکنه تحفه ات رو چشم بزنند


مرسی مامان که وقتی تو 19 سالگی با پول خودم پراید خریدم اینقدر ذوق کردی .. خواهرا نمیتونستند گریه ات رو بند بیارن

مرسی بابا که هیچ وقت مستقیم نگفتی که چقدر خفنم
مرسی که موفقیت رو جزوی از مسیر زندگی من حساب کردی

مرسی وقتی شکست میخوردم جفتتون میگفتید مگه چی شده ؟

هنوز وقت هست
هنوز تجربه گرفتی

مرسی که منو مقایسه نکردید
مرسی به من اعتماد کردید



بابا مرسی وقتی تو جوونی ازت پول گرفتم برم با دوستام بیرون
نپرسیدی با کیا میری

مرسی پلیس بازی در نیاوردی
مرسی که منو مرد حساب کردی

مرسی هیچ وقت دست تو جیبم نکردید که ببینید سیگار میکشم یا نه ؟؟؟


مرسی مامان که اینقدر مهربون بودی من هیچ وقت احساس افسردگی نکردم
مرسی تو اوج نوجووونی هم مچ من رو نمیگرفتید
میخواستید بیاید اتاقم . در میزدید ..


شما نه آموزش دیدید نه کلاسی رفتید نه دانشگاه رفتید
ولی انگار خدا بهتون یاد داده بود





خیلی دوستون دارم ....
ولی نمیدونم چرا من براتون پسر خوب نیستم ولی خب تلاش باید بکنم


به قول بابا
تو پسر خوب نباشی کی باشه؟؟؟؟؟

2023/3/26 ساعت 6:55 AM توسط جوجو | 

میخوام یه خاطره کوچیک از سال 90 بگم

که فهمش برا خواننده ها شاید کامل نباشه ولی خودم با پوست و جون یادمه


+ دی ماه 90
یا آذر 90
نمیدونم زمستون بود!



ساعت 10 شب
قدم زنان داشتم خیابون رو با بابام میرفتم


بابا عصبی
من عصبی

خونه مادر عصبی و مضطرب

منی که داشتم تو اوج جوونی و بچگی و گاو بودن
برای اولین بار به چیزهایی فکر میکردم که نباید !!!




++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++


والا الان یاد یه خاطره دیگه هم افتادم از سال 90

شدیدا یاس گوش میدادم

نمیدونم چرا اون سال اینجوری بودم؟
به خاطر یکی از دوستام بود
شاااااید

یادتونه آهنگ "از چی بگم برات رو ؟؟"

انتظااار داری چه چیز از جیب من در آد ؟؟؟

ترکوند اون زمان
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++


چرا پست هام از 4 صبح تا 8 صبح میان؟؟

جدیدا زود میخوابم
زود بیدار میشم


9 میخوابم
4 صبح بیدار میشم


اینجوری آدم های کمتری رو میبینم

ترافیک کمتری میبینم

باشگاه ها خلوت ترن
پارک ها خلوت ترن

کمتر سلام میکنم

روحیه ام بهتره
به کارام زود تر میرسم

نمیدونم این منزوی بودنه یا نه !


ولی به آدمی که خودش فاصله میگیره! نمیگن منزوی
میگن جمع گریز

منزوی کسیه که توانایی ارتباط رو نداره !!!

آره دادا

ما منوزی نیسیم

جمع گریزیم


جمع = آدم های اعصاب خرد کن



+++++++++++++++++++++++++

اون دوستمو یادتونه که میگفتم دارم دورش میکنم


شب زنگ زد گفت نیاز به کمکت دارم


نه نگفتم


چون واقعا تنها منو داشت

اه چقدر بدم میاد از این آدم های نیازمند که حتا نمیتونی مثل آدم باهاشون قهر کنی

2023/3/25 ساعت 8:39 AM توسط جوجو | 

سلام عزیزم .

این پیام رو دارم در تاریخ پنجم فروردین 1401 مینویسم.

برای خودم.

میخوام ببینم سال دیگه این موقع خودم تو چه وضعیتی هستم. پیش بینی ایم ، ایتا ست ولی امیدوارم نمونم. ترس دارم ولی امید صد در صدی هم دارم. دولین مونده و حسشو ندارم ولی تلاش میکنم تا پشیمونت نکنم. میخوام فیلم جنگی ببینم الان. تنهام... 

امیدوارم عمری باشه تا اینو بخونم. 

خودکار میزارمش برای یک سال اینده.

زیرش کامنت بزار!!!! 

 

 

 

 

||||||||||^"<«~|~<94~<

نامه ای از خودم برای خودم در یک سال اینده...

برچسب ها :

آینده نگری

2023/3/22 ساعت 8:13 AM توسط جوجو | 

یادتونه اون دوستمو که گفتم میخوام از زندگیم حذف کنم؟

بهم پیام داد گفت عیدت مبارک

در جواب نوشتم عید تو هم مبارک ...
نوشت: قربونت


و تامام




دیگه هیچی نگفتم


از اونجایی که آدمی نیستم تو چت به این راحتی هیچی نگم

دوری از ایشون استارت خورده و خودش هم قطعا فهمیده!

کم کم فاصله گرفتن بیشتر و بیشتر خواهد شد ...

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

نمیدونم وقتی میخوام بنویسم چرا همش یاد بدبختیام میوفتم چرا از خوشی هام نمینویسم؟

شما هم اینجورید ؟

انگار آدم دوست نداره از خوشی هاش بگه فقط بدبختی میمونه !!!

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

یه سوال ازتون داشتم .. مخصوصا از خانم ها

آیا مرزی بین مرد ضعیف بودن و مرد با احساس بودن هست؟

دیدید یه سری از مرد ها ابراز احساس نمیکنند چون میگن احساس ضعف میکنیم اگر بگیم دوست داریم

یا یه سری هم از اون ور اینقدر وابستگی شون رو نشون میدن! که یارو میگه بابا خودتو جمع کن حضرت عباسی



این مرزه خیلی مهمه
کسی فهمید بهم بگه


نه از این ور بوم بیوفتیم نه از اون ور !!

گرچه یه سری دخترا و خانم ها استثنا هم هستند که از اون ور بوم افتاده و یا از اینور افتاد هرو میپسندند

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

آقا ما یه آشنا خانم داریم این بدبخت رفته سر قرار بعد یارو هیچی نگفته بهش
یعنی منظورم اینه یارو اصلا براش مهم نبوده که ابراز علاقه کنه !!!
مثل دو تا ادم عادی و دوست رفتن بیرون

بعد اومده خونه گریه که ای وای ، منو بازی داد !! چرا بهم پیشنهاد نداد؟؟

واقعا یه سری از آقایون خیلی خفنن! میرن بیرون .. دیت میکنند ولی دریق از یه حرف احساسی

خداروشکر تجربه دیت کردن با آقا نداشتم (: ولی خب از این و اون شنیدم که نسل این مدل پسرا در حال گسترشه


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^


یه دوست دارم .. هر وقت زنگ میزنه غر میزنه

بعد تهش میگه ببخشید غر زدم

منم میگم عیب نداره ...

ولی چون مرام داره .. فدای سرش با تمام وجود غر هاشو گوش میدم

حجس میکنم نوع دوستی مون خیلی خوبه ...


ینی جفتمون میدونیم شبیه هم نیستیم و علایق متفاوت داریم و زنگ میزنیم غر میزنیم

ولی دوستی مون رو حفظ میکنیم فقط به خاطر اینکه برا هم مرام و م عرفت خرج میکنیم


قدرشو میدونم


^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

دیگه نوشتنم نمیاد

عید شده و پست گذاشتن هم زیاد شده طبیعتا

ببخشید

مرسی که تا آخر خوندی بزرگوار

2023/3/22 ساعت 8:5 AM توسط جوجو | 

امروز فکر کردم و فکر کردم و فکر کردم

دیدم مشکلاتم حل نمیشه

پس بیخیالشون شدم!
اینم راه رهایی از مشکلاتم..

پ.ن:
تازه فهمیدم از وقتی برا خودم تو وبلاگ مینویسم و به خوانندگان توجهی نمیکنم، تعداد خوانندگان کمتر شده!
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$


دوباره میخوام از سفر های گذشته عکس بزارم ولی حسش نیست که نیست!!!

مشخصات
روزنوشت های یک آقا مهندس تنبل اینجانب یکی از عشّاق پیکان میباشم.
توجه: به دلیل کمی تنبلی ممکن است که در نوشته‌هایم اشکالات نگارشی وجود داشته باشد و من نیز حوصله‌ی اصلاح آن‌ها را نداشته باشم. سعی می‌کنم تند تایپ نکنم، اما هر پست کمتر از دو دقیقه زمان می‌برد و این موضوع باعث می‌شود که بتوانم هر روز بنویسم. اگر بیشتر از دو دقیقه زمان ببرد، هر روز نمی‌نویسم و شاید هفته‌ای یکبار بنویسم. لطفاً تنبلی من را با هوش و ذکاوت خودتان جبران کنید و نوشته‌هایم را بخوانید.

چقدر کتابی نوشتم این متن رو !!!!

آمارگیر وبلاگ