

خواستم یه جا حرصمو خالی کنم از این اپراتور لهنتی

خواستم یه جا حرصمو خالی کنم از این اپراتور لهنتی
نخوابیدم چون تشنه ام
زندگی رو به سخره گرفتم
همه برنامه هام رو دارم دقیق انجام میدم از هفته پیش
ولی هیچ احساس و ترس و خوشحالی ای بهم قالب نمیشه
کلا بی حس و حالت Numb دارم میرم جلو !!
خلاصه که " چوخ شرر آدامام
"
رییس با ماشین از جلوم رد شد، با زنش بود
یه بوقی نزد یه سلامی نکرد /
همچون گاو رد شد رفت !
نمیدونم شاید من زیادی حساسم
ولی بعدش که اومد تو شرکت بدو بدو رفتم دفترش
گفتم سلام صبح دیدید منو ؟
گفت نه!
گفتم آهان فکر کردم دیدید !! تو پارکینگ
گفت نه و اینا
خیلی خوشحال شدم که رفتم اینو به روش آوردم
راستش خوششحالم که مجبور شد دروغ بگه بهم !
ینی یه حالت ضعف دید که نمیتونه راستشو بگه بهم
همین بسمه
"
روزم رو ساخت!
............................
یه مدل کار خوب هست که تایین کنی در 45 دیقه اینده چ کاری رو تکمیل کنی
مثلا من 45 دیقه اینده کار یک رو باید 50 درصد تموم کنم
برم استراحت دوباره برگردم
50 درصد بعدی در 45 دیقه بعدی
باعث میشه پرفورمنست ( غلطت کارت ) بالا بره
یعنی راندمانت بالا بره
وای خدا معادل فارسی اش چیه ؟
نمیدونم
خلاصه مفید تر کار میکنی
............
خب چنتا خبر بگم :
امروز بازی پرسپولیس با نساجی
سپاهان با مس کرمان
و بازی غیر مهم استقلال با تراکتور
امیدوارم هرچی میشه، پرسپولیس بازیشو نبره!
ولی 97 درصد میبره
ترکیب استقلال برابر تراکتور:سینا سعیدیفر، محمدحسین مرادمند، رافائل سیلوا، صالح حردانی، ابوالفضل جلالی، روزبه چشمی، مهدی مهدیپور، سعید مهری، محمد محبی، مهدی قایدی، ارسلان مطهری
ترکیب پرسپولیس مقابل نساجی:علیرضا بیرانوند، دانیال اسماعیلیفر، مرتضی پورعلیگنجی، گئورگی گولسیانی، علی نعمتی، سروش رفیعی، مهدی ترابی، میلاد سرلک، وحید امیری، سعید صادقی و عیسی آلکثیر
اینم میزارم برای آیندگان ، بعدا ک وبلاگمو خوندید اسامی بازیکنا رو ببینید، پشماتون بریزه
شاید چنتاشون اصن دیگ زنده نباشن ![]()
###
آپدیت
استقلال یک هیچ جلوعه
نساجی هم دو هیچ باخته
لنگ قهرمان شد ![]()
آپدیت بعدی:
استقلال 3 - 0 جلو افتاد
ینی اگر دربی رو میبردیم قهرمان شده بودیم
هعی خدایا
........................................................................
نوشتنم نمیاد واقعا
یعنی خس تایپ ندارم شاید اگر رو کاغذ میشد نوشت بهتر بود
ولی الان خیلی تخمی طوره خدایی
بزرگای جمع ببخشن بی ادبم
The best performance by Manchester City since Pep Guardiola's arrival? The best performance by Manchester City ever? Superlatives do not do what City produced against Real Madrid on Wednesday justice, and they will take some stopping in their quest to win the treble now.
من سیتی حریف Inter milan در فینال شد
پیش بینی ایم اینه من سیتی 3-0 میزنه
امد دارم 2-1 ببریم ما
ولی من سیتی قویه
گویه
Inter XI: Onana, Darmian, Acerbi, Bastoni, Dumfries, Barella, Calhanoglu, Mkhitaryan, Dimarco, Martinez, Dzeko
Subs: Handanovic, Cordaz, Gagliardini, De Vrij, Gosens, Correa, Bellanova, Asllani, D’Ambrosio, Stankovic, Brozovic, Lukaku
اینم ترکیب اینتر میلان در بازی نیمه نهایی .
اینو نوشتم تا چندین سال بعد که وبلاگمو باز کردم و خواستم بخونم . یادم باشه کیا تو اینتر بازی میکردن.
حدسم اینه :
Onana
Martinez
Brozovic
Lukaku
Barella
این بازیکنا چند وقت دیکه از تیم میرن !
چون خوبن .
ژکو هم به زودی زود خدافظی میکنه چون 36 ساله ست .
.......................
بسیار کار دارم .
بسیاااااااااااااااار
خسته گشتم خداوکیلی
خسته
.............................................................
آپدیت درباره آدم های زندگیم:
پریا : بهم تکست داد گفت برای آزمون استخدامی باید چیکار کنم ؟
حال نداشتم توضیح بدم
اونم هی گیر میداد
نوشتم حال ندارم
سین زد . جواب نداد
ینی ناراحت شده
//////////
سینا ؟
خبری ازش نیست
خیلی خوشحالم پریا رو سرگرم کرده
واقعا ممنونم ازش که باعث میشه فاصله من با پریا حفظ بشه
//////////////////////
عرفان ؟
امروز دیدمش کلی گپ زدیم ..
قرار شد تالستون رو جر بدیم . گرچه جفتمون میدونیم قرار نیست حالا حالا ها همو ببینیم
فقط زر زدیم
////////////////////////////////////////
رییس؟
نمیخوام قیافه عنشو ببینم ولی فردا جلسه دارم باهاش
قرار نیست مثل جلسه قبلی پیش بره !
ولی حالم دیگه ازش به هم میخوره !
باید تحمل کنم . تحمل کردن رو یاد بگیر بچه جون
//////////////////////////////////////
آهنگ :
distinctive : متمایز
Crown: تاج
thorn : خار
tear : چاک دادن
sting : زخم
Beneath : زیر
stain : لکه
blame : سرزنش کردن
از وقتی مامان اومده پیشم حالم بهتره
ولی مسئولیتم بیشتر شده
خب الان چنتا برنامه ریختم برای اوکی کردن این مشکلاتی که برا من بوجود اومده! مثل همیشه قراره که خیلی موفقیت آمیز باشه! قراره که تهش به خودم بگم دمت گرم...
ولی قرار نیست کسی بفهمه که چقدر من خفنم و قراره همه فکر کنند من همون آدم اسکل سابق هستم ...
بریم یه دو رکعت نماز بزنیم به این کمرمون خدا کمک کنه
قیافه رییس از جلو چشمم نمیره 😂
دهنت سرویس دکتر جان
ببین به چه روزی انداختی مارو 😂
الان اینقدر فاز دپ دارم
دوست دارم یه نفر که درک میکنه منو
بیاد بپرسه چیشده چرا ناراحتی
ینی اون یه نفر مامان و بابا و فامیل نباشن که دلشون بسوزه
یه ادمی که کاملا دوست داره ولی کاملاهم منطقیه
خسته شدم از اینکه همیشه خندیدم تا کسی ناراحتی هارو نفهمه
اخرین باری که ناراحتی ام رو به کسی گفتم یادم نمیاد
بزرگترین نعمت اینه که به هیچ کسناراحتیت رو نگی
ولی به یه نفر که باید بگی، بگی
همون ی نفر کافیه برات

پ.ن/:مغازه ای در خیابان ناصر خسرو تهران
//////////////////////////////////////////
این نوشته قراره غم انگیزترین روزنوشت من باشه !
داستان اینه که جلسه هفتگی توی شرکت برگزار شد و شروع کردیم به توضیح دادن کارهایی که انجام دادیم.
بعد از دو ساعت جلسه نان استاپ!
یهو جلوی جمع به من گفته شده: مهندس! گرچه تو جلسه هفتگی هستیم و درست نیست اینو بگم بهتون
ولی این اخلاق شما واقعا اذیت کنندست که کارها رو لفتش میدید. الان 5 هفته ست این کارو از تیم شما خواستیم
ولی شما دارید گزارش چیز دیگه ای به ما میدید که اولویت شرکت نیست!
جلوی همه !
این حرفا گفته شد به من !
منم که پشمام ریخته بود گفتم حق با شماست ! گرچه حق با اون بود
جلو تر ررفتیم
جلسه تموم شد
رییس به همه گفت خسته نباشید
به منم گفت
منم که منتظر بودم از تقاضا کنه جلسه رو ترک نکنم
بلند نشدم از جام
که یهو برگشت گفت
مهندس میشه یه چند دیقه تنها حرف بزنیم ؟
منم گفتم بله چرا که نه !
هیچ کدوم از بچه ها نمیدونند که این جلسه های خصوصی بین من و رییس شرکت
چی میگذره !
تنها باری که بو بردن همین امروز بود که جلو همه اون حرفو زد
همه فکر میکنند تو این جلسات خصوصی داریم گل میگیم گل میشنویم
فکر میکنند یه سری حرف ها هست ک نمیخواد به بقیه بزنه و چون من خیر سرم
سر تیم بخش فنی ام میخواد باهام خصوصی حرف بزنه ولی نه !!
معمولا این جلسات خصوصی ، فقط نشون دادن ضعف های گروه
عقب موندگی کار ها
و هزینه زیاد گروهه که به دست شرکت گذاشته
و هر سری هم یه تهدید مشترک میشنوم :
" مهندس یادته بهت گفتم که میخوام تیم فنی رو جمع کنم و بودجه شو بزارم
برای بخش فروش؟ یادته گفتم بهتره تیم فنی رو کنسل کنیم
و با یه شرکت فنی دیگه همکاری کنیم بجای داشتن تیم فنی؟
منم هر سری با حالت ضعف : اره یادمه
اون ادامه میده : هر روز که میگذره تیم شما منو به این هدف نزدیک تر میکنه "
یه بخش دیگه هم هست تازه
اینم همیشه میپرسه از من وقتی که خصوصی پیش هم هستیم
" مهندس جایی برای کار مدنظر داری؟ "
وقتی اولین بار شنیدم، بهش گفتم خب من ک کار دارم
ولی اون گفت نه ب جز اینجا اگر اینجا بهت نیازی نداشتیم منظورمه!!
واقعیت اینه که من چندین جا مدنظر دارم
نه فقط یه دونه
حقوق همینقدر
تلاش کمتر
رفاقت بیشتر
هزاران دلیل هم برای رفتن دارم
ولی این نوع کاری که خودم توی 3 سال گذشته تو این شرکت بنا کردم
منو نگه میداره .
ولی امروز توهین ها خیلی فرق داشت !
اینقدر ناراحت بودم
یکی از بچه ها گفت مهندس گریه کردی؟
وات د فاک ؟
ینی اینقدر قیافم داغون بوده که خرس گنده با یه من ریش سیبیل شبیه گریه کرده ها شدم ؟
امروز من ضعیف ترین
بدبخت ترین
بی امید ترین
فرد ایرانی روی کره زمینم !!!
میدونستم که چیزی نمیتونم بگم
همیشه ادعا داشتم که جواب همه رو میدم
ولی روزگار منو رسونده به اینجا که لال بشم
شیطونه میگه جواب یکی از اون پیام هایی که برام میاد گه گاه رو بدم
و بگم اقا حقوقتون چقدره ؟
من این توانایی هارو دارم.. کی بیام شروع کنم کارو
و برگه استعفا رو بفرس دفتر اقای رییس
و اقای رییس هم کل تیم فنی و همه چی رو جمع کنه بره
ولی نمیتونم
دلایلش زیاده
اصن نمیتونم
نه راه پس نه راه پیش شنیدید ؟
اون منم
حتی امیدی به تغییر کردن اون ادم ندارم
اخرین جمله اش این بود :
" گاهی حس میکنم ادم احمقی هستم که شما بچه های مهندسی رو
همچنان تو شرکت نگه داشتم "
منم سکوت کردم . گفت : " سکوتت ینی موافقی ؟ "
گفتم : " ببین جناب دکتر ، تصمیم شماعه !
ما دوست داریم و خواهش میکنیم که مارو نگه دار ولی دیگه
التماس ک نمیتونیم بکنیم ! "
ینی ی جوری بازم التماسشو کردم
خدایا چرا اخه
واقعا جلساتی که میریم
خیلی چرته
اصن براش وقت نمیزارم که اماده بشم
ولی جلسات تک نفره ام با رییس
1000 برابر تمام جلسات مهم دنیا کالری میگیره
هم باید جواب بدم
هم باید از تیم دفاع کنم
هم باید تحمل زخم زبون و توهین هارو بشنوم
حتی امروز ی چیزی بهم گفت ک هیچ وقت یادم نمیره :
گفت " مهندس ناراحت نشو ولی فکر میکنم توانایی مدیریت این گروه رو نداری!
نه تنها تو بلکه هیچ کسی نمیتونه ! "
و چون میدونه که من نمیرم !
و چون خودش هم میدونه که نمیتونه منو بندازه بیرون
همین حرفا رو میزنه و میزنه و میزنه !!!
واقعا نمیدونم چ کنم
لطفا اگر راه حلی دارید بهم بگید
فرض رو بزارید روی این که من هیچ جوره نمیخوام این شرکتو ترک کنم !
یا نه اصن بگید این وضعی که گفتم براتون رو باید تحمل کنم یا برم یه جا ارامش داشته باشم ؟
I wanted to share this post, although it may not be as critical or important as others I've shared before. It's okay if you decide to skip it.
This post is primarily for my own benefit.
To enhance the effectiveness of my blog and ensure active updates of my work, I would like to implement a strategy that prominently features a specific post every time visitors enter the blog. This way, it will serve as a constant reminder of my work and help me stay organized and focused.
***
I have a busy day planned in the lab and I want to make sure I am performing at my best so that I can head to the boxing gym after work. Here's what I have planned:
https://www.espn.com/boxing/story/_/id/12508267/boxing-schedule
لباس شویی خراب شده بود
دس به آچار شدم ریختم دل و روده اش رو بیرون
دیدم نمیتونم جمعش کنم
ریدم
یه فاز دپ گرفتم
مثل کات کردن ..
یوتیوب رو وا کردم
مرحله به مرحله با یه اقای هندی که این کارو کرده بود جلو رفتم
درست شد
تا شب خوشحالم
حس بعد از تکمیل یه پروژه سخت تو شرکت رو دارم
خدایا این خوشی های مهندسی رو از ما نگیر
فوتبال دیدن از وب سایت های خارجی خیلی حال میده
گزارشگر باحال
صحنه ها با کیفیت
صدای ورزشگاه واقعی
تحلیل فوتبال عالی
فقط یه بدی داره
ماهانه 20 دلار ازت میگیرن
و کلا بهت میفهمونند هیچ تفریحی رایگان نیست
اگر رایگان باشه کیفیت میاد پایین
و به همین دلیل خیابانی گزارشگر میمونه
اینتر میلان 2 - 0 آث میلان

یه نوع شیرینی خریدم شش ماه پیش
از اونجایی که دست به سطل اشغالم خوبه میخواستم بریزم دور
نشد !
همه ش رو با چایی طی دو هفته خوردم
خیلی هم خوشمزه بود
5/9/23
سه شنبه
5و نیم
و 7
I wanted to share this post, although it may not be as critical or important as others I've shared before. It's okay if you decide to skip it.
This post is primarily for my own benefit.
***
I have a busy day planned in the lab and I want to make sure I am performing at my best so that I can head to the boxing gym after work. Here's what I have planned:
پارت یک : پریا کیست؟
از معدود دخترهایی که من قبول دارم باهوشه!
تو درس، تو کار تو اجتماع تو روابطش و حتی توی نوع حرف زدنش!
الان که اینو میگم یاد چهره آنجلینا جولی با مغز مریم میرزاخوانی و اخلاق فاطمه الزهرا نیوفتید!
فوق العاده احساسی و ضعیف توی شکست و بسیار دهن بین و وابسته.
همه این مثبت و منفی هارو با هم داره ..
از اونجایی که جزو تنها دختر هایی هست که تونستم دوستی 5 ساله ام رو باهاش ادامه بدم
ولی توی این 5 سال، 3 تا دوست پسر عوض کرده
بالغ بر 15-16 تا دیت رفته
و سر هرکدوم هم دو سه روز نان استاپ گریه کرده.
اخلاق های خوب و بدش رو دوست دارم تفکیک کنم:
خوبها:
1. نایس بودن: وقتی از اهدافت حرف میزنی میگه چرا که نه ؟ میتونی
همیشه یه تیکه کلام داره که میگه : " خودتو نگاه نکن "
ینی تو خیلی خوبی و بقیه بدن و این ب ادم روحیه میده
2. مهربون بودن: وقتی مشکلی پیش میاد خیلی دل میسوزونه و دلش میرنجه
3. بامزه بودن: چرت و پرت های من رو دوتا روش میزاره و یه چرت و پرت جدید تحویل میده
4. باهوش بودن: قشنگ فرق دوست و دوست دختر رو میدونه
توی درس و کار و روابطش واقعا حساب شده عمل میکنه
5. موفقیت هاش بی شمارند
تا اینجا دارید میگید بابا تو چه مرگته، این چ دختر خوبیه چرا باهاش دوستی؟
ُ برو تبدیلش کن به دوست دختر
ولی زود قضاوت نکنید
بخش بدها مونده
بخش هایی که باعث شده بدون رودر وایسی ازش عصبانی بشم و
و دوست نداشته باشم گاهی حتی جواب تلفنش رو بدم
و تا مرز قطع ارتباط و خراب کردن دوستی 5 سالمون هم پیش بردم
و الان هم جفتمون نمیدونیم که این دوستی قراره کی تموم بشه
بدها:
توی بخش خوبها نوشتم
که نایسه!
ولی باید بگم فیک نایسه
یعنی الکی نایسه
الکی و ظاهری خوبه
مثلا بهش میگی حالم بده میگه چرا
بعد که توضیح میدی
سعی میکنه کمکت کنه ولی میفهمی که تو دلش داره میگه :
" ای بابا ساکت شو دیگ چقدر ناله میکنی"
بنابراین گرچه باهاش 100 ها ساعت پای درد و دلش نشستم و گوش کردم
ولی اخرین باری که درد و دل از سمت من بود
به من گفت محمد جان داری حالمو بد میکنی
ینی مثل یه پتک کل حرفامو خراب کرد و من لال شدم اون لحظه
بعد دوباره زنگ زد حالمو بپرسه که اره من خیلی نگرانت بودم
خداوندگار درد و دل کردنه
ولی بلد نیست درد و دل رو گوش کنه
بعدی:
حس منفعت طلبی زیادی ازش میگیرم
چندین مثال میتونم بزنم که حس کردم
توی دوستی هاش بیشتر میخواد ازت استفاده کنه
ینی هدفش از دوستی، خود معنای دوستی نیست
بلکه همش دنبال اینه یه سودی ازت بگیره
و وقتی حس میکنه که توی موضع ضعف هستی
سری جا خالی میده !!
بعدی:
خیلی دهن بین، گاهی حتی حرف هایی در مورد من میشنوه
با اینکه میدونه الکیه کاملا باور میکنه
بعدی:
کاملا سلیطه
سلیطه ی عالم
بعدی:
استاد رل زدن با کسایی که من حالم به هم میخوره
ینی هر وقت میره دیت میکنه
میگم پریا بخدا این پسره عالیه
این خیلی خوبه
میگه نه و به هم میزنه
وقتی میگم این پسره ریده ولش کن
دقیقا همون پسره میشه دوست پسرش
پارت دوم : داستان کولر گازی خونه
یارو نصاب
اومده کولر گازی درست کنه
من ناراحتم که چه!
الکی کولر آبی مشکلش چی بود ؟ میخواید بگید خیلی با کلاسید
ریدم تو کلاستون
آقای نصاب رفت رو مبر گفت اره
کولر گازی خواص خوبی داره
از جمله استخوان را خراب نمیکند و فلااان و فلانن و
حوصلم سر رفت
میخواستم بگم بیا برو تو باسنم بابا
ولی گفتم استاد، ما که قبول کردیم اجرت کار رو بدیم، از چی تعریف میکنی پس؟
مشغول کار شو
اینقدر بهش بر خورد که گفتم الان کارو میزاره زمین میره بیرون
ولی خب پول پوله دیگ و نرفت
از این آدمای دندون گرد بدم میاد
لعنت بهتون
وسط پروژه فهمیدم یه تلاش 6 ماهه به فنا رفته
بعد 30 ثانیه فهمیدم خیر .. اشتباهی رخ نداده
مثل سگ خوشحال گشتم
مثل یه قمارباز که یه لحظه همه پولاشو میبازه ولی لحظه بعد همه پولاش برمیگرده
نه سود کرده نه ضرر ولی خوشحاله مثل سگ
..........................
به خبری که لحظاتی پیش به دستم رسید توجه فرمایید
مسابقات قهرمانی بوکس جهان داره برگزار میشه.
نتایج رو ببینید تو رو خدا:
دور اول :
این امین مجنونی در وزن ۸۶ کیلوگرم،
میثم قشلاقی در وزن ۸۰ کیلوگرم و
علی حبیبینژاد در وزن ۶۷ کیلوگرم در اولین دیدارهای خود مغلوب شدند از دور مسابقات کنار رفتند.
پ ن : یعنی کل کاری که کردند این بوده که سوار هواپیما بشن برن ، برینند و برگردن
دور دوم:
عبدالمالکی و پوریا امیری و شه بخش هم که در دور اول پیروز شده بودند
در دیدار دوم شکست خوردند و حذف شدند.
پ ن : بازم مرسی یه برد داشتید شما
هدایت این نفرات برعهده همایون امیری و محمود نهتانی به عنوان مربی است.
پ ن : اسکل هایی که هیچی از مربی گری بلد نیستن قطعا
منبع: طرفداری
نظر من :
چه گوهی دارید میخورید تو فدراسیون بوکس؟
همه شون دور اول و دوم حذف شدن![]()
مدال پیش کش!
اجاره پرداخت شد
قبض ها پرداخت شد
خرید نرفتم
قسط پرداخت شد
دیگه چی دارم ؟
چی دارم که یادم نباید بره ؟؟؟ !!
آهان بیمه ماشین پرداخت شد
پول باشگاه رو پرداخت کردم و عضویتم تمدید شد
پول نرم افزار رو پرداخت کردم
دیگه هیچی یادم نمیاد
راستی یادم باشه باید برم شمع ماشین رو عوض کنم
استارت خوب نمیخوره
همسایه بهم گفت پول برقمون زیاد میاد
یه نگاه به قبض خودم کردم دیم واااو
با اختلاف خیلی زیادی داره پول برق ما کم میاد
زنگ زدیم شرکت برق
اومد گفت جا ب جا داره میاد و اون برا منو پرداخت میکرده و من برا اونو ً!!!
یه حالت استرسی همسایه مارو گرفت نکنه من نخوام ما به تفاوت رو بدم
گفت آقای سلمانی
شماره کارت همراهت داری؟
گفت اره .. گرفتم
گفتم تا اخر شب تفاوتش رو برام اس ام اس کن
میریزم
گفت اوکی
ریختم
یه حس شاخ بودن به خودم کردم که بابا تو چقدر ادم حسابی هستی
در صورتی که حق خودمو دادم نه بیشتر ...
تو یه زمونه ای هستیم که اگر دزدی نکنیم به خودمون افتخار میکنیم!!!
چه وضعشه
از خودم خجالت کشیدم ...
"تخفیف زورکی گرفتن، از کسی که داره با جون کندن مطلق پول درمیاره، مصداق بارز حروم خوریه!"
برگرفته از وبلاگ کرگدن خرفت
http://oldrhino.blogfa.com/
داشتم از آسانسور پیاده میشدم، سینا و پریا رو دیدم
گفت به به داش سینا
باهام گرم گرفت
پریا هم گفت نیستی خبری نیست ازت ..
گفتم دیگه دیگه
حالم از هردوشون بهم میخوره
حس میکنم خیلی دو رو شدم
باید صاف برم تو چشماشون نگاه کنم و بگم سیکتیر
!!!
////////////////////////////////////////////////////////////
استقلال مساوی کرد
خیالم راحت شد
دیگه فهرمان نمیشیم و متاسفانه پرسپولیس 80 درصد قهرمانه
امیدم به اون 20 درصد باقی مونده ست که سپاهان قهرمان بشه
الان حس یه دانش اموزی رو دارم که با خیال راحت از کنکور اومده بیرون
میدونه که ریده
و منتظره که بره سربازی !
خیالش هم از رتبه راحته و منتظر یه رتبه 14 رقمیه
حالش بهتر از دانش اموزیه که رتبش بد شده ولی امید داره
نا امید بودن گاهی خیلی قشنگ تره .. تا امید پوچ
یه حس کسالتی منو گرفته، از جام تکون نمیخورم
هی گوشی رو چک میکنم و میبینم پیام نداده!
هی میگم خب بی تفاوت باش مرد!
بعد باز یادم میره و چک میکنم
این چه مرضیه که میوفته به جون آدم
کل زندگیشو استوپ میکنه تا ببینه یارو چی میگه!
یارو چی نمیگه
سین زد یا نزد
هزار تا کار اداری و بدبختی مونده ولی تو خیره به گوشی شدی
انگار هرچه خیره تر بشی احتمال جواب دادنش بیشتره !
.....
هیچ وقت اون دوستمو یادم نمیره ک باعث شد اینستاگرام رو پاک کنم ،. گرچه بعدش ازش ناراحت بودم ولی از اینجا بهش میگم داداش جون یه دونه ای، لطفی ک ناخواسته بهم کرد رو هیچ کس نکرد چون من جنبه استفاده از سوشال مدیا رو ندارم ...
//////////////////////////
اندک اندک باید کمی از اخلاق های بدم رو کنار بزارم
مثلا یکیش لفط دادن یا لفت دادن کار ها و پشت گوش انداختنشونه
5/5/23
جمعه
ساعت 3:44 صبح
بابا جون ناموستون
جون ننه تون
باباتون
خار تون
داداشتون
کاری به ما نداشته باشید!
ما راحتیم !
شیطونه میگه نه جواب نازی رو بدم
نه جواب عرفان رو
نه جواب مهدی رو
نه جواب پریا رو
نه جواب امیر رو
نه جواب مونا رو
همه شون رو بریزم تو زباله دان تاریخ زندگیم
....
اشکین ۰۰۹۸
داشت پلی میشد
تنهایی قر میدادم تو ماشین
دیدم زیادی خوشم
داریوش پلی کردم
داشتم با اهنگ شکنجه گر همخانی میکردم
که دیدم قیافه های بزرگراه برام جدیده
ینی ی شرکتایی کنار بزرگراه دارم میبینم و ی تابلو هایی هست ک برام اشنا نیستند، گوگل مپ رو هنگام رانندگی وا کردم دیدم بله ، مقصد کرج بوده ولی نیم ساعته دارم میرم سمت قزوین ،،،،
اینم از خوشی ما
تو راه برگشت گفتم خب حالا ک داری دیر میری بیا از داهات های بین قزوین کرج رد شو ، چشمتون روز بد نبینه
یه جاده ها و یه روستا هایی رو تو مسیر دیدم که باورم نمیشد اینا تو ایران اند ! مسیولین کجا اند؟
ده دیقه اخر که داشتم میرفتم. مغزم داشت کلنجار میرفت ک بابا دنیا ارزششو نداره اعصابت رو خرد نکن !
ولی مثانه ام نمیفهمید اینو و میگفت بابا من پر شدم ، دنیا رو ول کنید . منو خالی کنید
بدو بدو رسیدم به ساختمون شرکت ، بدون سلام علیک شیرجه زدم تو توالت
خلاصه اگر میخواید از جیش کردن هم لذت ببرید، نگهش دارید . در حد مرگ ،،، بعد ازادش کنید
مثل این زندانی ها ک ازاد میشن و زندگی عادی هم براشون لذت بخشه ،،،
شوخی کردم
سنگ کلیه و سنگ مثانه در کمینه
زود زود اببخورید و زود زود برید تخلیه
مهمدس میکاییلی رو دیدم
کمی حرف زدیم و رفت
کلی کار داشتم . دعا کنید تموم شه
This is my to-do list and I gotta finish everything by tomorrow. Wish me luck, y'all! 🤞🙏
I'm planning to write some of my posts in English. If you're comfortable reading in English, that's great! But if not, don't worry - it's related to my work stuff, so you're not missing out on anything important.
چرا اینقدر یه عده دو رو اند!
اینقدر که از من سو استفاده کردن از مرحوم شیث رضایی و محمد نصرتی سو استفاده نکردن![]()
..................................................
آقا ما خیلی رک شدیم. خیلی
در حدی رک شدم که مامانم بهم گفت ازت میترسم. گفتم چرا آخه مادر من
گفت بدون رو در بایسی به همسایه گفتی نه نمیتونم بیام خونتون و اصن بهونه نیاوردی
بابام از ته اتاق داد زد، حالا ی اخلاق خوب داره اونم ازش بگیر ...
بزارید چندتا از اخلاق های رک ام رو براتون بنویسم و وفقط بگم
اینا همه در 10 روز گذشته اتفاق افتادند:
1 . پریا اس ام اس داد، ماشینم خراب شده، مکانیکی که آشنات بود اسمش چی بود
جواب دادم بهش . راهنماییش کردم
بعد دوباره زنگ زد گفت من نمیتونم ماشینو ببرم تو بیا ببر ،
گفتم شرمنده.
گفت کار داری؟ سرت شلوغه ؟
گفتم نه، ولی حسش نیست .
گفت کی حسش هست؟
گفتم الان نیست
با ناراحتی خدافظی کرد ..
2. عرفان زنگ زد
گفت میخواد بره یه شرکت کار کنه و شرایط شرکتو بهم گفت
گفتم خوب نیست
گفت چرا؟ گفتم نه کار یاد میگیری نه حقوق خوبی داره
گفت حقوق تو چقدره ؟
گفتم هیچ وقت از من حقوقم رو نپرس .. زشته . بی ادبیه !
ناراحت شد
قطع کرد
3.
بعد از خرید یه خونه 40 متری با هزار بدبختی،
یکی از فامیلا با حرص تو جمع خانوادگی مون گفت
اره مبارک باشه خونه خریدی
منم گفتم خونه نیست ک قوطی کبریته !
گفت بالاخره پدرت کمکت کرده و خیلی مهمه
منم اولش میخواستم اثبات کنم که نه بابا
این تلاش خودم بوده و فلااان .
هیچی نگفتم
دوباره ادامه داد:
اره خیلیا هستند از تو با عرضه ترن ولی پدر مادر پولدار ندارن و بی خونه می مونند.
دیگه دیدم نمیشه سکوت کرد !
گفتم خیلی ها هم هستند نه پدر مادر پولدار دارند نه عرضه دارند
کلا غر میزنند و این و اون رو با خودشون مقایسه میکنند و حسادت میکنند .
عصبی شد هیچی نگفت !
جمع همه ساکت شدن
بعدا فهمیدم مامان این پسره که از من بزرگتره .. رفته گریه کرده
خودش هم جلو یه عده داد بیداد کرده که چرا اومدیم این مهمونی اصلا ؟؟
جلو من ک جرات نداشت چیزی بگه
ولی من نه تنها ناراحت نشدم بلکه بعدش اعصابم اروم بود
4.
بعد از ماه ها بی خبری
محسن بهم پیام داده :
مهندس جون، بلیط دربی همیشه میگرفتیا
الان یه بلیط برا ما نداری؟
بی رو در بایسی جواب دادم :
سلام و عرض ادب
بلیط ندارم ولی خداوکیلی اگر بلیط اضافه داشتم
تو اخرین نفری بودی که بلیطو میدادم بهش !
یه ایموجی خنده هم گذاشتم تهش تا نرمالایز بشه
ولی خب فهمید که منظورم چی بود
والا ما ایندقر رک و بیشعوریم بازم به ما زنگ میزنند ..
کار میخوان
چرا اونی که باید ، اونی که میخوام اونی که جونمو میدم براش زنگ نمیزنه ؟
چرا اون نمیگه بیا و یه کاری کن برام ؟
چرا اون حقوقمو نمیپرسه
چرا اون بلیط نمیخواد
و چرا های زیاد !!
خلاصه مار از پونه بدش میاد، دم خونه اش سبز میشه !
ما هم از این پونه ها بدمون میاد ! هی زنگ میزنند و تقاضای کمک دارند
............................................
روی چهره Charlize Theron و اخلاق Kate Winslet کراشم.
تو ایرانی ها هم چهره مهتاب کرامتی و اخلاق سحر دولتشاهی.
..............................................................
میتونم کتاب بنویسم که چرا این چهار تا؟
ولی میترسم judge بشم .
نمینویسیم
..
میریم که یه روز سنگین و پر کار رو شروع کنیم
....................................................................
هندزفری نیاوردم و دارم یه کار روتین و بدون نیاز به فکر انجام میدم! خیلی بده
اهنگ نیاز دارم .. اهنگ قری
...................................................................
سوییچ رو گذاشتم تو جیب چپ
کلید خونه تو جیب راست ..
پله ها رو اومدم پایین، بعد به خودم گفتم داداش یادت باشه کدوم یکی رو چپ گذاشتی کدوم راست .
بارون شدید میومد. موزاییک های مجتمع در حالت عادی خیلی تراز و یک دست اند ولی امان از روزی ک بارون بیاد!
قشنگ، فرقشون رو میفهمی و تو پستی و بلندی هاش آب مثل دریاچه جمع میشه!
منم که با دمپایی زرنگی دارم صلانه صلانه میرم و باید از تو این دریاچه های کوچیک رد بشم .
اولین دریاچه رو با پرش بلند رد کردم.
دومی رو رد کردم و سر سومی پای راستم رفت تو آب ..
بقیه دریاچه ها رو که 13 -14 تا بودن مثل گاو بدون توجه به خیس شدن پاهام خودمو به ماشین رسوندم .
هنوز آرومم . تو راه برگشت یادم افتاد، که کلی اشغال تو ماشینه و پریا بعد از پیاده شدن از ماشین با یه خدافظی آشغال هارو ول کرده رفته.
اینجا بود که اولین "فاک" رو گفتم ...
تو مسیر برگشت به ماشین هر وقت به این دریاچه های کوچیک مرسیدم و پام خیس میشد و یه حس کثیفی دست میداد
"فاک " رو تکرار میکردم
رسیدم دوباره به ماشین، دستمو کردم تو جیب راست ، دیدم کلید خونه رو در آوردم
دوباره گفتم فاک، چون اولش 30 ثانیه پیش یادم بود که این اشتباهو نکنم..
تا برگردم به در اصلی مجتمع، داشتم به سازنده موزاییک، معمار مجتمع، مسئول باران در طبیعت، پریا ، خودم که ماشین رو اون ته پارکینگ پارک کردم و دمپایی پوشیدم فحش میدادم ..
تو پارکینگ یه پسر همسن من پشت فرمون شبیه اسنپی ها منتظر یکی بود، وقتی دید بی توجه به اون دارم هی میگم فاک فاک ..
یه حالت تعجب با ترس گرفتتش
منم یه چشم تو چشم کردم و نگاهم انگار نگاه قاتل قبل از تیراندازی بود ..
رسیدم خونه
کل هیکلم رو آب گرفته بود
گوشی خیس شده بود
دمپایی لزج و پاها کثیف بودن !
یادم اومد که کلی خرید دارم، اینارو مینویسم تا یادم باشه و موقع رفتن به فروشگاه
بیام از وبلاگ ببینم
چیزایی که باید بخرم:
موز
آووکادو
توت فرنگی
بلو بری
خیار
گوجه فرنگی
آب معدنی
یادمه بابام میگفت آب تهران فرق داره ! بهتره
یه توهم الکی داشت
الحق که آب تهران فرق داشت!
اومدم بنویسم دیدم حس نوشتن نیست
بای
یه دوستی بود داشت درباره ازدواج حرف میزد و هی اشاره میکرد که " من رابطه جنسی برام اولیوت نداره "
فقط بگم که جمع خودمونی بود و همه پسر بودیم
بعد از تکرار چندین باره این جمله
گفتم داداش دهنتو ببند ، اگر برات اهمیت نداره پس مشکل داری! گفت نه اهمیت ندارهو برای من مسائل عاطفی مهمه و از این چرت و پرتا ...
خلاصه که دوستان ، هر کی این حرفو زد بزنید تو گوشش ، زر میزنه و حرفاشو میخواد قشنگ کنه و یا واقعا مشکل داره . مریضه باید بره دکتر قرص بخوره !!!!
ما مردا آلت متحرک نیسیم ولی اینجوری هم نیسیم .
یه حد وسط -!
ببخشید امروز بی ادب شدم تحمل کنید ورژن بی ادبم رو دارم رو میکنم
./////////////////////////////__////////////////////
اشتباهی به خانم سن بالا چشمک زدم
میخواستم به بچه اش چشمک بزنم والا
بچه ۶ ساله
خانمه فکر کرد با اونم
منتظر بودم بیاد منو جر بده و منم داشتم جملات گ..وه خوردم و غلط کردم رو تمرین میکردم که لبخند زد
منم الفرار ...
تو ماشین فقط به این فکر میکردم که ناموسا چ خبره تو این دنیا؟؟
چرا لبخند زد اخه ؟
لهنت بهت
نمیدونم چه مرضیه که میدونی یه نفر بهت میخواد جواب منفی بده ولی بازم تلاشتو میکنی.
من دقیقا تو این نقطه ام
ولی خب آدم نباید کم بیاره
نباید از باخت
جواب منفی
از نه شنیدن
بترسه ...
--------------------------
وضع شغلی ام تعریفی نداره
رییس ازم ناراضی۶ ارتباطم با همکارا عجیب شده
و خودم هم سردر گم شدم ...
تنها راه حلش تلاش زیاد برای جبران کردن همه چیزه
اینجوری مشکلات حل میشه
تا حالا چندین بار حلش کردی
الان هم میتونی مرد!
-------
از نداشتن دوست خوب اذیتم
دلم آدم هزار تومنی میخواد
نه صد تومنی پاره
یه دونه هزار تومنی اش رو برا من جور کنید
صد تومنی ها ب جز وقت گرفتن چیزی ندارند
حوصله حرف و ارتباط الکی ندارم
دوست دارم سریع بریم سر اصل مطلب
بگیم دیگه چ خبرا!
---------
هزار تا. حرف نا گفته دارم با خودم
باید یه جا خلوت کنم با خودم حرف بزنم
بفهمم چند چندم
------------
اینجانب یکی از عشّاق پیکان میباشم.