2023/2/20 ساعت 4:36 AM توسط جوجو | 


یه سری تو جمع سه نفره .. ( من و دو نفر دیگه )

من شبیه احمق ها فرض شدم تو اون جمع !
ینی اون دو نفر دیگه همچین حسی بهم داشتن !!!

بعد یه هفته یادم اومد چرا ناراحتم ؟ یادم اومد اثر اون هنوز هست رو روح و روانم !
چیکار کردم ؟

رفتم یکی از اون دو نفر رو گیر اوردم .. گفتم بیا یه حرفی دارم باهات !

و گفتم راستش اون روز خیلی بیشعور بودی و فلان و فلان ..
واقعا از چشمم افتادی ..

زر زیرش گفت من منظوری نداشتم و فلان ..
گفتم خب منظور نداشتی ولی قشنگ منظور اون چیز بد رو منتقل کردی ...




جااالبه
بعدش حالم خوب شد ..

چقدر خوبه که رک ام .. خدایا مرسی

خود خواه و رک و بیشعور آفریده شدم ...

دوستایی که مشکل رومخی از بقیه دارید
این روش رو تست کنید جواب میده

مشخصات
روزنوشت های یک آقا مهندس تنبل اینجانب یکی از عشّاق پیکان میباشم.
توجه: به دلیل کمی تنبلی ممکن است که در نوشته‌هایم اشکالات نگارشی وجود داشته باشد و من نیز حوصله‌ی اصلاح آن‌ها را نداشته باشم. سعی می‌کنم تند تایپ نکنم، اما هر پست کمتر از دو دقیقه زمان می‌برد و این موضوع باعث می‌شود که بتوانم هر روز بنویسم. اگر بیشتر از دو دقیقه زمان ببرد، هر روز نمی‌نویسم و شاید هفته‌ای یکبار بنویسم. لطفاً تنبلی من را با هوش و ذکاوت خودتان جبران کنید و نوشته‌هایم را بخوانید.

چقدر کتابی نوشتم این متن رو !!!!

آمارگیر وبلاگ