یه سری تو جمع سه نفره .. ( من و دو نفر دیگه )
من شبیه احمق ها فرض شدم تو اون جمع !
ینی اون دو نفر دیگه همچین حسی بهم داشتن !!!
بعد یه هفته یادم اومد چرا ناراحتم ؟ یادم اومد اثر اون هنوز هست رو روح و روانم !
چیکار کردم ؟
رفتم یکی از اون دو نفر رو گیر اوردم .. گفتم بیا یه حرفی دارم باهات !
و گفتم راستش اون روز خیلی بیشعور بودی و فلان و فلان ..
واقعا از چشمم افتادی ..
زر زیرش گفت من منظوری نداشتم و فلان ..
گفتم خب منظور نداشتی ولی قشنگ منظور اون چیز بد رو منتقل کردی ...
جااالبه
بعدش حالم خوب شد ..
چقدر خوبه که رک ام .. خدایا مرسی ![]()
خود خواه و رک و بیشعور آفریده شدم ...
دوستایی که مشکل رومخی از بقیه دارید
این روش رو تست کنید جواب میده
اینجانب یکی از عشّاق پیکان میباشم.