2023/6/12 ساعت 6:18 PM توسط جوجو | 

به رییس گفتم یه کاری رو انجام میدم خیالت راحت !!
ولی هنوز شروع هم نکردم !!
بچه ها هم که گشاد کردن و کار نمیکنند
یکی زنش بچه داره میاره
یکی تصادف کرده و درگیر بیمه ماشینه
اون یکی هم سو استفاده میکنه!!

آدمی نیستم که خط و نشون بکشم و یهو بترسونمشون
تک تک با همشون صحبت کردم گفتم اوکی
بپیچونید منو و منو خجل کنید تو جلسه

ولی آیا برنامه دارید که جبران کنید ؟

برنامه دارید که یه روزایی به جای 5 خونه رفتن تا 9 شب بمونیم کار کنیم ؟

گفتن اره .. و دمت گرم


تا حالا تو این چند سالی که یه حالت مدیریتی داشتم این مدلی جواب دادع


وقتی میبینم اونا شل میکنند . من تلاش میکنم

خط و نشون نمیکشم
این باعص میشه یه جایی که میگم مرام بزارید و بیشتر کار کنید

کرام میزارن و کار میکنند ..

و در کل هم اونا منو دوست داشتن و هم نتیجه خوب شده

ولی بدیش اینه الان من پاره دارم میشم که عیب نداره دیگه

************************************************

پریا یک ماهه بهم زنگ نزده !
حس میکنم سینا داره تمام کاراشو انجام میده و با مکالمه آخری که داشتیم
دیگه هیچ حرفی نداره که باهام بزنه . چون هرچی بگه میگم نه


.............

عرفان بهم پیام داد گفت داداش اوضاع چطوره و کمی حرف زدیم
گفت یه کاری دارم برات
اگ یادتون باشه تازه داره کار میکنه


عرفان کیه ؟ دوست لیسانسم ..
چندین ساله باهم دوستم

......................

یکی از دوستام از ی شهری میخواد بیاد تهران
بهم زنگ زد گفت جا نداره

میتونم رو تو حساب کنم ؟

گفتم نه و نمیشه



ناراحت شد و گفت اوکی ممنون و قطع کرد



بعد این مسئله رو با پدر جان مطرح کردم

گفت عجب ادم عنی هستی

زنگ زدم به همون دوستم
گفتم رو من حساب کن

تا بیای خونه پیدا کنی
بیا پیش من !!!


گاهی حس میکنم باید مهربون تر باشم

یه کم باید تعارف داشته باشم

الان اصن با هیچ کس تعارف ندارم و ب راحتی خودم نگا میکنم



خلاصه ک دو ماه دیگ مهمون داریم

..........................................

از ادم های لوزر بدم میاد

کسایی ک نمیدونند چیکار کنند و وقتی باهات حرف میزنند حس میکنی نمیخوان شرایط رو تغییر بدن

من همیشه نمیدونستم چیکار میخام کنم


ولی هیچ وقت نبوده ک بگم دیگه شد و نمیتونم تغییر بدم

شاید من شکست خوردم ولی بازنده نبودم

هیچ وقت

شکست زیاد خوردم

ولی بازنده نموندم

از بازنده ها فراری ام

فراری

کسایی ک نمیتونند بجنگن و از شکست میترسن

کسایی که از خانواده شون میترسن

کسایی ک به حرف مردم اهمیت میدن

کسایی ک منتظر تایید اند

پارتنر من نباید اینجوری باشه

لوزر نباش لطفا ممنون

..............................

ر

مشخصات
روزنوشت های یک آقا مهندس تنبل اینجانب یکی از عشّاق پیکان میباشم.
توجه: به دلیل کمی تنبلی ممکن است که در نوشته‌هایم اشکالات نگارشی وجود داشته باشد و من نیز حوصله‌ی اصلاح آن‌ها را نداشته باشم. سعی می‌کنم تند تایپ نکنم، اما هر پست کمتر از دو دقیقه زمان می‌برد و این موضوع باعث می‌شود که بتوانم هر روز بنویسم. اگر بیشتر از دو دقیقه زمان ببرد، هر روز نمی‌نویسم و شاید هفته‌ای یکبار بنویسم. لطفاً تنبلی من را با هوش و ذکاوت خودتان جبران کنید و نوشته‌هایم را بخوانید.

چقدر کتابی نوشتم این متن رو !!!!

آمارگیر وبلاگ