آقا من یه خواب عجیبی دیدم از معلم های راهنماییم ... خواب دیدم رفتم خونه یکیشون برگشتنی کفششو دزدیدم!
وات د فاک سیدی؟ چرا باید کفششو بدزدی؟ بعدش جالبه کفششو برگردوندم و میگفت خانمم میخواست ازت شکایت کنه
فقط سوالم اینه چرا باید اینو به این دقت یادم باشه ازت آقای صابری؟؟ این خوابای مزخرف چیه میای سراغم .. ؟
البته یه حس نگاه بالا ب پایین از اون معلمه دوران راهنمایی میگرفتم که حس میکنم یه ترسی تو ذهنم مونده .. یادمه یه بار هم سر درس به من گفت تو هیچی نمیشی فلانی . من گفتم شما چیزی شدی بسه .. از کلاس رفت بیرون ناظم رو صدا کرد . ناظم زنگ زد بابام ..
بابام هم اومد گفت گوه خورده پسرم ولش کنید بره درسشو بخونه من تنبیهش میکنم... بدجور ...
بعد رفتیم خونه .. تو راه خونه مهربون پدر دنیا شده بود و داشت بهم میگفت که اگر اون حرفو نمیزدم مدرسه و درست داستان میشد ..
و گفت خوب کردی گفتی ... هیچ وقت کم نیار اینجا ها ولی بعدش برو عذرخواهی کن که کارت گره نخوره ...
حس میکنم یه مدل عوضی بودن رو از ایشون ب ارث بردم ...
عوضی خوب .. عوضی ضعیف کش بودن نه
اینجانب یکی از عشّاق پیکان میباشم.