2024/7/19 ساعت 2:55 PM توسط جوجو | 

میخواست یه قاب فلزی دور پنجره نصب کنه

بهم گفت ریکا (مایع ظرفشویی) دارید؟
پرسیدم برای چی؟
گفت موقع جوشکاری، آتیش جوشکاری میریزه روی شیشه و دون‌دون میشه

خیلی خوشم اومد که انقدر وارده

اما ...... وسط کار همون آتیش روی توری بازشو پنجره ریخت و درجا جمع شد

گفتم "اینکه نابود شد"
گفت "آره، جوشکاریه دیگه"

مونده بودم میدونست اینجوری میشه و مثل شیشه پیشگیری نکرد یا نمیدونست و حالا ادعای فضل هم داشت؟ کدومش بدتره
اینکه بدونی و اهمیت ندی یا
ندونی و ادعا داشته باشی

گفتم حالا من توری خراب رو چیکار کنم؟
شیشه دون‌دون میشد کسی متوجه نمیشد، ولی توری رو الان باید بندازم دور.
یه نگاهی چپ و راست کرد و انگار نه انگار

مشخصات
روزنوشت های یک آقا مهندس تنبل اینجانب یکی از عشّاق پیکان میباشم.
توجه: به دلیل کمی تنبلی ممکن است که در نوشته‌هایم اشکالات نگارشی وجود داشته باشد و من نیز حوصله‌ی اصلاح آن‌ها را نداشته باشم. سعی می‌کنم تند تایپ نکنم، اما هر پست کمتر از دو دقیقه زمان می‌برد و این موضوع باعث می‌شود که بتوانم هر روز بنویسم. اگر بیشتر از دو دقیقه زمان ببرد، هر روز نمی‌نویسم و شاید هفته‌ای یکبار بنویسم. لطفاً تنبلی من را با هوش و ذکاوت خودتان جبران کنید و نوشته‌هایم را بخوانید.

چقدر کتابی نوشتم این متن رو !!!!

آمارگیر وبلاگ