2025/7/31 ساعت 12:51 AM توسط جوجو | 

شکست بزرگی خوردم!!!! هعیییی

اقا جدیدا فهمیدم اب کم مینوشم ...

اب زیاد مینوشم از این ب بعد!!!

دعام کنید مرسی

++
یادم رفت بگم

یکی از همکارام یک ماهه اصن حرف نمیزنه باهام

اصن تماس چشمی برقرار نمیکنه

نه سلام نه خدافظی

فقط اگر مجبور بشه حرف میزنه ...

منم همینکارو دارم میکنم باهاش ولی خب چیشد یهو؟ چیکار کردم ؟ نمیدونم مهم نیس

+++
ی همکار دیگ دارم ی بار بهم ی توهین ن چندان مهمی کرد ..

خیلی مهم نبود ولی بهم برخورد

تقریبا 3 ماهیه ک دیگ حس خوبی بهش ندارم و ب جز کار باهاش حرفی نمیزنم ولی خب سلام علیک و اینما ب جاس .. ینی اون هیچ حسی نکرده ک چی شد .. کجا رفت ... چرا اینجوری شدم .. محیط کار اینجوریه کلا .... کسی دشمن نیس ولی کسی هم دوست نیست !

مشخصات
روزنوشت های یک آقا مهندس تنبل اینجانب یکی از عشّاق پیکان میباشم.
توجه: به دلیل کمی تنبلی ممکن است که در نوشته‌هایم اشکالات نگارشی وجود داشته باشد و من نیز حوصله‌ی اصلاح آن‌ها را نداشته باشم. سعی می‌کنم تند تایپ نکنم، اما هر پست کمتر از دو دقیقه زمان می‌برد و این موضوع باعث می‌شود که بتوانم هر روز بنویسم. اگر بیشتر از دو دقیقه زمان ببرد، هر روز نمی‌نویسم و شاید هفته‌ای یکبار بنویسم. لطفاً تنبلی من را با هوش و ذکاوت خودتان جبران کنید و نوشته‌هایم را بخوانید.

چقدر کتابی نوشتم این متن رو !!!!

آمارگیر وبلاگ